داستان بازی Mafia: The Old Country، مخاطب را به دل تاریخ پرآشوب دهه 1900 میلادی میبرد و داستان خود را در جزیره باستانی سیسیل و به طور خاص، در اطراف شهر خیالی سن سلسته روایت میکند. این شهر که پیشتر در بازی “مافیا 2” نیز به آن اشاره شده بود، اینبار به عنوان بستری برای شکلگیری مافیای سیسیلی، کانون توجه قرار میگیرد. داستان بازی، زندگی پر فراز و نشیب انزو فاوارا را دنبال میکند؛ شخصیتی که با هنرنمایی ریکاردو فراسکاری جان گرفته است.
داستان بازی مافیا اولد کانتری؛ ریشهیابی قدرت خانواده مافیا
داستان پرماجرای انزو با رنج و سختی دوران کودکیاش در معادن گوگرد سیسیل آغاز میشود؛ جایی که به عنوان یک کارگر معدن، زندگی طاقتفرسایی را تجربه میکند. این دوران سخت، سرآغازی است برای مسیری پر فراز و نشیب که او را از دل این شرایط دشوار به دنیای فریبنده و خطرناک مافیا میکشاند. در ادامه، انزو با دون برناردو توریزی، رهبر مقتدر خاندان جنایتکار توریزی و شخصیتی کاریزماتیک که با نقشآفرینی جانی سانتیاگو به شکلی زنده به تصویر کشیده شده، روبرو میشود. این روایت، نه تنها داستان هیجانانگیز زندگی انزو را بازگو میکند، بلکه تصویری هنرمندانه و دقیق از شکلگیری و قدرت گرفتن مافیا در سیسیل ارائه میدهد. در این مقاله از پارسی گیم داستان بازی Mafia: The Old Country را به طور کامل توضیح دادهایم؛ پس با ما همراه باشید.
1) شروع داستان بازی Mafia: The Old Country

در سال 1904، در میانه دورانی پرآشوب و بیرحم، انزو فاوارا و دوست صمیمیاش گائتانو که نقش او توسط جیانکارلو سابوگال اجرا شده است، در دل سرزمین سیسیل بهعنوان کارگران معدن گوگرد کار میکنند. این معدن که زیر سایه ظلم و ستم بیپایان قرار دارد، تحت مالکیت دون روگرو اسپادارو، مردی ثروتمند اما سنگدل با نقشآفرینی لین تاونسند، اداره میشود. فضای تاریک و خفقانآور معدن توسط مباشر بیرحم اسپادارو، دامیانو که به «ایل مرلو» باستونی معروف است، و برادرش کورادو که با نام «لومبرا» شناخته میشود، به خشنترین و ناامیدکنندهترین شکل ممکن کنترل میگردد. نقش این دو شخصیت ظالم که با تسلط و قدرت توسط رافائل کورکیل به تصویر کشیده شدهاند، همراه با نفوذ، سختگیری و رفتار سنگدلانهشان، زندگی را برای کارگران ساده معدن همچون کابوسی طاقتفرسا رقم زدهاند.
انزو و گائتانو که از شرایط غیرانسانی کار در معدن و برخوردهای تحقیرآمیز اربابان چندشآور خسته و درمانده شدهاند، تصمیم میگیرند از این جهنم فرار کنند. امیدشان به آزادی و چشماندازی روشنتر آینده، مشوق نقشه جسورانه آنهاست. اما این نقشه با حادثهای مهیب و غیرمنتظره به پایان تراژیک خود ختم میشود؛ نشت گاز سبب ریزش بخشی از معدن شده و جان گائتانو را میگیرد. این سانحه دلخراش که همچون زخم عمیقی بر روح انزو سایه افکنده است، او را سرشار از خشم و عطش انتقام میکند. انزو، که از بیاعتنایی دون اسپادارو و برادران باستونی به هشدارهای پیشین درباره خطرات لرزهای در معدن متحیر و عصبانی است، دست به اقدامی تلافیجویانه میزند و صورت ایل مرلو را زخمی میکند. این حرکت جسورانه او خشم برادران باستونی را برمیانگیزد و تعقیب بیرحمانهای را علیه او آغاز میکنند.
در ادامه داستان بازی Mafia: The Old Country هرچند انزو موفق میشود برای مدتی کوتاه از چنگ آنها فرار کند، اما این وضعیت دوام چندانی ندارد. او پس از تلاشهای فراوان، سرانجام در یک اصطبل توسط ایل مرلو و لومبرا گرفتار میشود. لحظهای که به نظر میرسد همه چیز برای او به پایان رسیده است، ورود غیرمنتظره دون برناردو توریزی سرنوشت را وارونه میکند. دون توریزی، یکی از اربابان قدرتمند منطقه که توانایی ایجاد تعادل میان قدرتهای رقیب را داراست، با تهدیداتی جدی وارد عمل شده و ایل مرلو و لومبرا را مجبور به ترک محل میکند. او همچنین توافق صلح میان خانواده اسپادارو و توریزی را مورد محافظت قرار داده و مانع وقوع نزاعی گستردهتر میشود.
2) ورود به قلمرو خاندان قدرتمند توریزی

پس از این مداخله نجاتبخش و رهایی از چنگ دشمنان، انزو وارد قلمرو خاندان توریزی میشود؛ قلمرویی که سبک زندگی و قواعدش کاملاً متفاوت با جهان تاریک معدن است. در همان ابتدا، او با اعضای خانواده آشنا میشود و در کنار آنها مشغول به کار میگردد. رابطهای دوستانه میان او و لوکا تراپانی، مباشر وفادار خانواده که نقش او را آلبرتو فرزا ایفا کرده است، شکل میگیرد. به تدریج، انزو پیوندهایی عمیقتر با خاندان توریزی برقرار میکند؛ از جمله ارتباطش با سزاره ماسارو، خواهرزاده جوان دون توریزی که به نقشآفرینی کریستین آنتیدورمی زینت یافته است. همچنین دلبستگی ایزابلا، دختر زیباروی دون توریزی با بازی کارینا کونتی، نسبت به انزو منجر به ایجاد روابطی احساسی میان آن دو میشود. انزو که اکنون خود را در محیطی متفاوت یافته است، کمکم در مسیر جدیدی قدم میگذارد که سرشار از فرصتها و چالشهای تازه است.
انزو، بهعنوان دستیار قابل اعتماد و همواره حاضر در کنار دون توریزی، نقشی تعیینکننده و اساسی در مدیریت تجارت و حفظ اقتدار و اعتبار او ایفا میکند. او به شکل قابلتوجهی در کانون تصمیمات مهم و رویدادهای حساس قرار میگیرد و با مهارت کمنظیری عمل میکند، طوریکه در لحظات بحرانی، شایستگیهای خود را به بهترین نحو به اثبات میرساند. نمونهای بارز از این توانمندی، زمانی است که او به جای یک سوارکار حرفهای در مسابقات مشهور اسبدوانی شرکت کرده و تمام تلاش خود را به کار میبندد تا شأن و احترام دون توریزی محفوظ بماند.
این اقدامات جسورانه انزو نه تنها نقش او را بیشتر برجسته میکند، بلکه فرصتی فراهم میآورد تا او با مجموعهای از شخصیتهای کلیدی که در اطراف دون توریزی نقشهای مهمی دارند، ارتباط برقرار کند. از جمله این افراد آگوستینو “تینو” روسو است که به خاطر جایگاه خاص خود بهعنوان مشاور دون توریزی، نیمنگاهی شکاکانه و آغشته به تردید به انزو دارد. والنتینا، همسر لوکا، نیز شخصیتی مؤثر است که در بستر این تعاملات ظاهر میشود؛ همچنین کشیش محلی که با عنوان پدر سیچونه شناخته میشود، پاسکواله که علاوه بر مغازهداری وظیفه مکانیکی را بر عهده دارد، و دون نیکلو گالانته همراه با نوهاش لئونه که از دوستان نزدیک خانواده توریزی محسوب میشوند، هر یک در نقطهای از داستان نقش مهمی ایفا میکنند و تعاملات پیچیدهی دنیای اطراف انزو را غنیتر میسازند.
3) یک اتفاق غیرمنتظره؛ انزو بلافاصله وارد عمل میشود!

داستان بازی مافیا اولد کانتری زمانی به پیچیدگی بیشتری میرسد که بارون رافائل فونتانلا، یکی از بانفوذترین و قدرتمندترین حامیان دون، همراه با پسرش جنارو به هدف مذاکره و دیداری مهم به عمارت توریزی قدم میگذارد. این دیدار، که حامل پیامهای پنهان و جرقههایی برای وقایعی مهیج است، بهسرعت وارد مرحلهای بحرانی میشود. اندکی پس از این ملاقات، گروهی از راهزنان بیرحم به سرکردگی مردی شرور و بیوجدان به نام پائولو مسینا دست به عملی شوم میزنند: ربودن ایزابل و جنارو. این اقدام گستاخانه و خشن نهتنها وضعیت احساسی خانواده توریزی را متزلزل میکند، بلکه بحران تازهای را در ماجراهای پیشِ روی انزو رقم میزند.
در پی این حادثه دردناک و نگرانکننده، انزو همراه با چزاره با انگیزهای قوی و برنامهای دقیق موفق به رهاندن ایزابل میشوند. گرچه نجات ایزابل باعث تسکین موقت تمامی افراد میشود، ماجرای آزادی جنارو بسیار پیچیدهتر از آن است که با یک حرکت ساده پایان یابد. انزو که مصممتر از همیشه در جستجوی راهزنان مسینا است، پس از تلاشهای فراوان موفق به شناسایی محل مخفیگاه دشمنان میشود. در عملیاتی جسورانه و چالشبرانگیز، او نهتنها اعضای گروه را متلاشی میکند، بلکه جنارو را سالم و امن به آغوش خانوادهاش بازمیگرداند.
با گذشت زمان و گرهگشایی بیشتر رویدادها، توریزی پرده از حقیقتی سنگین و تکاندهنده برمیدارد. او توضیح میدهد که این آدمربایی سهمگین نتیجه طراحی و توطئه جیرولامو لودوویچی، شریک سابق تجاری بارون فونتانلا است. مشخص میشود انگیزه اصلی پشت این حرکت فشار آوردن بر بارون به منظور واگذاری سهام معادن ارزشمند اسپادارو بوده؛ معادنی که چشم بسیاری را به خود جلب کرده است. در میان این تنشها و آشفتگیها، انزو که حالا جایگاهش در میان حامیان دون بیش از هر زمان دیگری تثبیت شده است، مأموریت خطرناکی را بر عهده میگیرد. او با موافقت تینو تصمیم به ربودن خود لودوویچی میگیرد تا پاسخی محکم به این شرارت بدهد.پس از اجرای موفق این عملیات بیباکانه، انزو به حقیقتی تلختر دست مییابد: اسپادارو نیز، با انگیزههایی مخفی و پرمخاطره، دست درصدد سوءاستفاده از این داراییها بوده است. این افشاگری تازه، داستان را وارد فصلی جدید و سرشار از چالشهای اخلاقی، سیاسی و شخصی برای شخصیتهای اصلی میکند.
4) انزو به فردی قابل اعتماد تبدیل میشود

در ادامه بازی مافیا اولد کانتری و با نجات ایزابلا همه چیز به یکباره تغییر میکند. سطح بالایی از شجاعت، وفاداری بیقید و تواناییهای منحصر به فرد انزو به حدی تأثیرگذار است که توریزی تصمیم میگیرد جایگاه ویژهای برای او در سازمان خود فراهم کند. توریزی با برگزاری مراسمی رسمی، انزو را بهطور نمادین وارد خانواده نزدیک خود کرده و او را پس از ادای سوگند وفاداری به مقام محترم سرباز ارتقا میدهد. این مقام نشانهای بارز از اعتماد کامل دون نسبت به انزو و همچنین زمینهساز فرصتهای گستردهای برای آیندهی اوست که میتواند مسیر زندگیاش را به کلی دگرگون سازد.
با این حال، موضوع رابطه انزو با ایزابل همچنان پیچیده باقی میماند. لوکا که از نقشههای احتمالی دون برای آینده ایزابل مطلع است، هشدار میدهد که دون احتمالاً مخالف این رابطه خواهد بود، چرا که قصد دارد ایزابل را به ازدواج جنارو درآورد تا از طریق این پیوند خانوادگی موقعیت خود را تحکیم کند. اما انزو، علیرغم تمام هشدارها، تصمیم میگیرد رابطهای عاشقانه با ایزابل آغاز کند و این کار را نیز کاملاً مخفیانه انجام میدهد. اوامیدوار است که روزی بتواند با اثبات وفاداری و تلاش مستمر خود، نظر مثبت دون را جلب کرده و مجوز ازدواج با ایزابل را به دست آورد.
5) ادامه فعالیتهای خرابکارانه اینبار در امریکا!

در ادامه داستان بازی Mafia: The Old Country و آغاز سال 1906 نقطه عطف بزرگی در فعالیتهای خانواده توریزی رقم میخورد. در این سال دون گالانته تصمیم میگیرد تا عملیات جعل اسناد خود را به آمریکا منتقل کند که اقدامی جسورانه و پرمخاطره به شمار میرود. در همین دوران، خبر زندانی شدن یکی از کارکنان مهم سازمان به نام جوزپه توسط مقامات به گوش توریزی میرسد. برای آزادسازی جوزپه، انزو همراه با چزاره و لئو برنامهای دقیق طراحی کرده و بهطور مخفیانه واردایستگاه گاردیه میشوند. این عملیات شجاعانه با موفقیت به پایان میرسد و آنها موفق میشوند جوزپه را از زندان نجات دهند. در جریان این مأموریت، انزو متوجه حضور یک زندانی دیگر به نام لومبرا میشود که شرایطش نیز قابل توجه است.
با آغاز فعالیت جعل اسناد در خاک آمریکا، خانواده توریزی از شرکای آمریکایی خود یک خودرو دریافت میکنند که بسیار خاص و قدرتمند طراحی شده است. انزو و چزاره تصمیم میگیرند در یک مسابقه مهم با این خودرو شرکت کنند تا توانمندیهای آن را نمایش دهند. این مشارکت به پیروزی خیرهکنندهای منجر میشود و اعتبار آنها در میان شرکای جدید تقویت میگردد. موفقیتهای پیاپی انزو نه تنها موقعیت او در خانواده توریزی را مستحکمتر میکند، بلکه برای آیندهای روشنتر نیز راهگشا خواهد بود.
پس از مدتی، تینو به انزو اطلاع میدهد که خانواده توریزی با وجود یک خائن روبرو شده است؛ مسألهای که فعالیت جعل آنها را با خطر جدی مواجه میکند. سپس، حملهای تحت هدایت سرگرد دامیکو به عملیات جعل انجام میشود و در جریان تحقیقات، انزو و چزاره کشف میکنند که لومبرا با مقامات همکاری کرده و توانسته از زندان آزاد شود. آنها پس از مهار حمله، کارگران عملیات جعل را از دستگیری نجات داده و با تعقیب لومبرا، او را میکشند. مرگ او طوری صحنهسازی میشود که شبیه یک تصادف رانندگی ناشی از مستی جلوه کند.
پس از این اتفاقات، توریزی و گالانته جلسهای با دون اسپادارو و ایل مرلو ترتیب میدهند تا درباره شکسته شدن اصل اومرتا توسط لومبرا بحث کنند. در این نشست، اسپادارو اظهار میکند که اقدامات لومبرا کاملاً شخصی بوده و مستقل عمل کرده است. او مرگ لومبرا را بهعنوان دلیل احتمالی آغاز جنگ مطرح میکند، اما تأکید دارد هیچ مدرکی موجود نیست که نشان دهد توریزی در قتل لومبرا دست داشته است.
6) اوضاع بحرانی در خاندانهای قدرتمند مافیا

در نقطه بحرانی در داستان بازی مافیا اولد کانتری و تشدید نزاع میان خانوادههای توریزی و اسپادارو، انزو ماموریت مییابد تا اعتصابی را که در یکی از کارخانههای تحت مالکیت فونتانلا شکل گرفته، بررسی کند. گفته میشود که این آشوب به دست وینچنزو لورنزتی، از متحدان پیشین خانواده توریزی، رهبری شده است. اما در جریان تحقیقات، انزو با لورنزتی که در حال مرگ است مواجه میشود و سپس در دام گروه ایل مرلو گرفتار میگردد. او با مشقت موفق میشود از این کمین جان سالم به در ببرد. تینو بلافاصله نتیجه میگیرد که این اعتصاب چیزی جز یک فریب نبوده است و اسپادارو قصد دارد سلطه کامل بر دره را به دست گیرد؛ بدین ترتیب جنگ میان دو خانواده اجتنابناپذیر اعلام میشود. مدتی بعد، در مراسم غسل تعمید فرزند لوکا، خانواده توریزی مورد حمله نیروهای ایل مرلو قرار میگیرند. انزو و لوکا به سرعت دست به تلافیزده و با تعقیب رهبر ایل مرلو، او را از پای درمیآورند.
پس از این درگیریها، ایزابلا نزد انزو اعتراف میکند که آرزو دارد از خانواده جدا شده و به آمریکا مهاجرت کند. اما انزو میان عشق به ایزابلا و تعهدش به توریزی دچار تناقض و کشمکش درونی میشود. از سوی دیگر، خانواده توریزی تحت فشار گالانته و فونتانلا وارد مذاکرات صلح با اسپادارو میشوند. طی این مذاکرات، فونتانلا اعلام میکند که قصد دارد املاک خود، از جمله تاکستان توریزی، را به اسپادارو واگذار کند. توریزی این پیشنهاد را نمیپذیرد و تصمیم او موجب حمله نیروهای اسپادارو به خانوادهاش میشود، که در پی آن گالانته و لوکا کشته میشوند. سرشار از خشم، توریزی دستور ترور فونتانلا و اسپادارو را صادر کرده و انزو را روانه پالرمو میکند. انزو مأموریت خود را با موفقیت انجام میدهد و خانواده توریزی با تصاحب داراییهای اسپادارو، از جمله معدن منطقه، بر تمام قلمرو تسلط پیدا میکنند. توریزی معدن را به عنوان پاداش به انزو واگذار میکند؛ اما انزو از این امتیاز دلزده است، زیرا برای مدیریت معدن ناچار است به همان خشونتی متوسل شود که پیشتر ایل مرلو از آن بهره برده بود. علاوه بر این، توریزی کمکم گرفتار جنون ناشی از علاقه به قدرت شده و یکی یکی کسانی را که تصور میکند به اسپادارو وفادار بودهاند، کنار میزند و حذف میکند.
7) انزو مسیر زندگیاش را از جنایت جدا میکند

در ادامه داستان بازی Mafia: The Old Country پس از پشت کردن به زندگیای مملو از جنایت و خیانتهای تلخ گذشته، انزو تصمیم میگیرد به همراه ایزابلا، که اکنون باردار است، از گذشتهی تاریک خود فرار کند و زندگی تازهای را در جایی دور از دسترس آغاز نماید. در همین میان، لئو که رویای سفر به آمریکا را در سر دارد، بلیتهای کشتی به مقصد امپایر بیرا به انزو واگذار میکند تا او و ایزابلا بتوانند راهی امن برای ترک مسیری که دیگر طاقت تحملش را ندارند، پیدا کنند. اما نقشههای آنها توسط تینو کشف میشود؛ مردی که حاضر نیست بهسادگی اجازه دهد این زوج به آرامش برسند. تینو با تهدید افشای اسرار ایزابلا نزد پدر سیکونه، به آنها فشار میآورد و سرانجام انزو را نزد توریزی میبرد. توریزی، خشمگین از باردار شدن ایزابلا و خیانت به اصول مقدس خانوادگیشان، تصمیم میگیرد مقابله کند.
8) هیچ کس نمیتواند از گذشته فرار کند!

در ادامه داستان بازی مافیا اولد کانتری هنگامی که کوه اتنا فوران مرگباری از جنس آتش و خاکستر را آغاز میکند، توریزی از صحنه میگریزد. در این شرایط پراضطراب، انزو وارد مبارزهای تنبهتن با چاقو علیه سزارا میشود و موفق به شکست دادن دشمنِ دیرینهی خود میگردد، اما در لحظهای حساس تصمیم میگیرد جان او را نگیرد. انزو سپس تلاش میکند از تعقیب بیامان مردان توریزی و خطرات فوران آتشفشان فرار کند. در این میان، او با دون روبهرو شده و او را طی نبردی خونین به شدت زخمی میکند. این اما پایان کار نیست. توریزی پیش از مرگ آخرین حرفهای تلخ خود را خطاب به انزو بیان میکند و یادآوری میکند که هیچکس توان فرار از عمیقترین بخشهای تاریک وجود خود را ندارد.
با گرمتر شدن شَرارههای اتفاقات، سزارا تحت فشار عذاب وجدان تصمیمی عجیب میگیرد: ضربهای مرگبار به انزو وارد کرده و ماجرا را برای همیشه تغییر مسیر میدهد. ایزابلا که در بند اسارت گرفتار شده بود، با تلاش فراوان موفق به فرار میشود. اما سختیها هنوز پایان نیافتهاند؛ فوران آتشفشان بهسرعت تاکستان خانوادگی آنها را تهدید میکند و ایزابلا در صحنهای دلخراش مجبور میشود برای نجات جان خود، تینو را بکشد. کمی بعد، سزارا که خود را به تاکستان زیر آتش رسانده است، خبر مرگ دردناک انزو را به ایزابلا منتقل میکند؛ خبری که قلب او را در دریایی از غم فرو میبرد.
9) پایان داستان بازی Mafia: The Old Country

در انتهای داستان بازی مافیا اولد کانتری سزارا، که نابودی کامل خانواده جنایتکارشان را نظارهگر است، با اندوهی سنگین توصیهای از عمق حسرتهایش به ایزابلا ارائه میدهد: زمان آن رسیده که گذشته را رها کنی و زندگی جدیدی را آغاز نمایی. سپس خود نیز بیصدا و درمانده شاهد نابودی خانوادهای میشود که روزگاری قدرت بلامنازع منطقه بود. سرانجام، ایزابلا با روحی شکسته اما کورسویی ازامید به آینده، سوار کشتیای به مقصد امپایر بیمیشود. در طول مسیر، نامهای که انزو روزگاری برایش نوشته بود را مرور کرده و میان اشکهایی که پیوسته جاریاند، با این نامه وداعی تلخ و احساسی با داستان تراژیک عشقشان رقم میزند.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 1 دیدگاهسید
بعد تموم کردن اومدم نظر بدم واقعا ضعیف بود.
در خور مافیا نبود اصلا