اغلب بهترین بازی های داستانی میتوانند احساسات بازیکنان را در دستانشان بگیرند و آنها را به جهانی شگفتانگیز و مملوء از زیبایی ببرند. به طور کلی داستان و روایت در یک اثر ویدیویی نقش بهسزایی را ایفا میکند و این روایتگویی یک بازی است که آن را تبدیل به اثری جاودان یا فراموش شده میکند. در حالی که بازیهای داستانی میتوانند رقیب سرسختی برای سرگرمیهای دیگر از جمله کتاب و سینما باشند. بلکه میتوانند لحظات به شدت جذاب و سرگرمکنندهای را برای بازیکنان رقم بزنند. همراه پارسی گیم باشید.
بهترین بازی های داستانی که شهرت کمتری دارند را بشناسید
بهترین بازی های داستانی معمولا از سوی مخاطبان با کم توجهی مواجه میشوند. عناوین زیادی با داستان عمیق، شخصیتها و نویسندگی عالی وجود دارند که اغلب به دلایل مختلف از جمله شرایط دوره انتشار یا ارتباطشان با سایر بازیها و فرنچایزها، مورد توجه قرار نمیگیرند. طراحی بازی و نوع ژانر در کنار عدم وجود بازاریابی مناسب تاثیر زیادی روی دیده شدن و فروش هر اثر میگذارد. عناوینی که در ادامه به شما معرفی می کنیم تاثیر زیادی روی مخاطبان خودشان گذاشتهاند اما کمتر از لیاقتشان به آنها توجه شده است.
1) بازی Tales From The Borderlands

شرکت بازی سازی Telltale چندین بازی تحسینشده مانند The Walking Dead: Season 1 و The Wolf Among Us را در کارنامه خودش دارد، اما به اندازه این دو اثر به بازی Tales From The Borderlands توجه نشده است. این بازی شاید بهترین بازی در کل مجموعه Borderlands باشد که رقیب نزدیک برای آن عنوان Borderlands 2 محسوب میشود. شخصیتها و داستان بازی ارتباط خوبی با یکدیگر میگیرند و داستان سیاره پاندورا در Borderlands را تا حد زیادی گسترش میدهند.
در ادامه بازی New Tales From The Borderlands در سال 2022 منتشر شد، ولی متاسفانه به اندازه کافی نتواست جایگاه خوبی برای خودش پیدا کند. شما یک عنوان تعاملی را تجربه خواهید کرد که تمام ساختارهای آن را تیم بازیسازی تل تیل گیمز بنا نهادهاند. داستان بازی 5 قسمت متفاوت را برای شما به نمایش میگذارد و هر کدام دیالوگهای مرتبط به جریان خودشان را دارند. شبیه به دیگر عناوین استودیو Telltale، انتخابهای شما در این بازی دوستداشتنی تاثیر زیادی روی روند داستانی میگذارد.
جریان گیم پلی بازی تنها در بخش گفتن دیالوگها خلاصه نمیشود و فعالیتهای زیادی را در این بین باید انجام دهید. در قسمتهایی از گیم پلی باید یک شخصیت خاص را هدایت کنید و در محیط بازی اکتشافهای لازم را پیش ببرید. معمولا آثاری که داستانهای عمیقی دارند در بخش گیم پلی عملکرد عمیقی را از خودشان نشان نمیدهند. بنابراین از این اثر نیز انتظار یک گیم پلی قوی را نداشته باشید و همینطور پازلهای دشوار برای حل کردن در برابر شما قرار نمیگیرند. بیشتر جعبههایی که باز میکنید به شما مقداری پول میدهند که به کمک آنها میتوانید برای شخصیتهای اصلی لباس بخرید.
2) بازی Mad Max

با اینکه فیلم Mad Max سال 2015 توانست جوایز زیادی به خودش اختصاص دهید، بازی همین فیلم متاسفانه این پتانسیل را در خودش نداشت. این بازی همزمان با عنوان Metal Gear Solid 5: The Phantom Pain منتشر شد که توجه و تمرکز اولیه زیادی را از آن گرفت. با وجود این، اثر Mad Max یک دنیای دوست داشتنی و روایتی عمیق را در برابر چشمان بازیکنان قرار میدهد. این اثر نشان داد که چگونه بسیاری از شخصیتهای مختلف در آخرالزمان زندگی میکنند و برای زنده ماندن چه کاری انجام میدهند.
داستان این عنوان در یک بیابان خشک و بی آب و علف روایت میشود و کاراکترهای بازی باید از تمام تلاش خودشان را برای زنده ماندن کمک بگیرند. میزان سلامتی مکس ارتباط زیادی به اندازه مصرف آب و غذای او دارد و باید در جریان گیم پلی به این موضوع توجه زیادی داشته باشید. بخش زیادی از درگیریهای بازیکنان مربوط به جنگ ماشینها میشود که به محتوای داستانی نیز راه پیدا کردهاند. با اینکه حجم زیادی از بازی را باید با رانندگی کردن انجام دهید، ولی قسمتهایی از گیم پلی را در محیط بازی به اکتشاف بپردازید.
توانایی ارتقا دادن شخصیت بازی و اتومبیلهایی که در اختیار دارید، جذابیت این عنوان را چندین برابر کرده است. شروع داستان بازی با پتانسیل خوبی دنبال میشود، اما متاسفانه با گذشت زمان این روند سیل نزولی پیدا میکند. با اینکه هیجان بازی در بیشتر مواقع با کمبود مواجه میشود، اما در بخشهای پایانی اتفاقهای جالبی رخ میدهند که تا حدی میتوانند انگیزه گیمرها را برای ادامه دادن آن بازگردانند. رانندگی در بیابانهایی که برای آن جاده درست نشده به هیچ عنوان راحت نیست و بیشتر مواقع بازیکنان در حین رانندگی با صخرهها و موانع برخورد میکنند.
3) بازی Marvel’s Guardians Of The Galaxy

در میان بهترین بازی های داستانی این اثر با اینکه نسخههای سینمایی پرقدرتی دارد، اما به اندازه کافی دیده نشد. گیم پلی و روند کلی بازی نتوانست انتظارات طرفدارنش را برآورده کند و همین موضوع باعث شد که بازیکنان علاقهای به تجربه آن نداشته باشند. این بازی جنبه متفاوتی از پیتر کوئیل (Peter Quill) را از فیلمهای MCU نشان میداد و بسیار ظریفتر و پیچیدهتر بود. این اثر برای گیمرهایی که پیشنههای شخصیتهای بازی را نمیشناسند میتواند جذابیتهای خاص خودش را داشته باشد. بنابراین اگر داستانهای گذشته این فرنچایز را نمیدانید، باز هم از جریان گیم پلی و روند داستان لذت خواهید برد.
کاراکتر پیتر در طول بازی خاطرات زیادی را از سن 13 سالگیش مرور میکند و با گذشت زمان این اتفاقها کاملتر از قبل میشوند. شخصیتپردازی برای تمام کاراکترهای بازی به صورت قابل قبولی انجام شده است، ولی این موضوع در مورد شخصیت استار لرد بیشتر به چشم میآید. به همان اندازه که شخصیتهای مثبت بازی در جریان داستان تاثیر زیادی دارند، به همان اندازه نیز کاراکترهای منفی تاثیرگذاری بالایی در مخاطب خواهند داشت. انتخاب دیالوگهای بازی تاثیری در نوع پایانبندی این اثر ندارند، اما پیشرفت خط داستانی را دچار تغییرات زیادی میکنند.
داستان بازی Marvel’s Guardians of the Galaxy از آن جایی آغاز میگردد که شخصیت استار لرد همراه با تیم خودش وارد منطقه قرنطینه شده میشود. کوچکترین اتفاقهای داستانی به مرور زمان وسعت پیدا میکنند و کل کهکشان را دربرمیگیرند. سالها از جنگ بین ستارهها تمام شده، اما هنوز تاثیرات آن را روی محیط بازی میبینیم. روند گیم پلی بازی مشارکت چهار نفره را با هم نیاز دارد و کار تیمی حرف اول را در این عنوان میزند. با این حال شخصیت استار لرد توانایی کنترل دیگر کاراکترهای بازی را ندارد و باید به تنهایی با دشمنان بجنگد.
4) بازی Disco Elysium

خیلی سخت میشود بازی Disco Elysium را در فهرست بهترین بازی های داستانی قرار ندهیم. این اثر در سبک عناوین نقشآفرینی تاثیر فوقالعاده زیادی داشت و بازیهای زیادی دنبالهروی این اثر دوستداشتنی بودند. هیچ مبارزه خاصی را در جریان این اثر نمیبینید و بخش دیالوگمحور به شدت قوی پیش میرود، به همین خاطر بخش داستانی با قدرت تمام اثر خودش را روی بازیکنان میگذارد. مکانیزم بازی براساس نحوه انتخاب دیالوگها و روند بهبود مهارتها استوار است و بهترین نویسندهها برای پیش بردن داستان این عنوان انتخاب شدهاند.
با اینکه بازی در ابتدای کار خودش ساده به نظر میرسد، اما با گذشت زمان شدیدا جریان عمیقی را به نمایش میگذارد. پیچشهای فراوانی تجربه میکنید و در قسمتهای چند لایه داستانی قرار میگیرید. بیشتر روند داستانی بازی به فاش کردن راز یک قتل بازمیگردد، ولی موارد جانبی زیادی به بخش اصلی بازی اضافه میشوند که جریان آن را مهیجتر از همیشه میکنند. بازی Disco Elysium رمز و رازهای زیادی در دل خودش دارد. محیط بازی اتمسفر تاریک و دلگیری دارد و در کنار آن زیباییهای بصری خودش را نیز حفظ کرده است.
اگر در فضای بازی بیشتر کاوش داشته باشید با مواردی روبرو میشوید که در دنیای بشری مشکلات زیادی ساختهاند. یکی از شخصیتهای بازی جزئیات بسیار پیچیدهای دارد و در اولین برخورد او را میبینید که در حال سنگ زدن به جنازه مقتول است. این کاراکتر حرفهای زیادی برای گفتن دارد و ساعتها میتوان پای حرفهای او نشست. این موضوع در مورد باقی کاراکترهای بازی نیز صدق میکند و هر کدام از آنها میتوانند شما را حسابی سرگرم کنند. تمام شخصیتپردازیهای بازی به بهترین شکل ممکن انجام شدهاند و استانداردهای لازم نیز برای کاراکتر اصلی نیز رعایت شدهاند.
5) بازی Jade Empire

استودیو BioWare یک عنوان جذاب را دارد که کمتر در مورد آن صحبت میشود. این بازی در سال 2005، دو سال پس از عنوان Star Wars: Knights of the Old Republic منتشر شد که وجه اشتراک زیادی با یکدیگر دارند. البته به خاطر اینکه این اثر در پایان عمر Xbox 360 عرضه گردید، محبوبیت زیادی به دست نیاورد. دنیای بازی الهامات زیادی از چین باستان میگیرد و به عنوان یک رزمیکار باید در مقابل امپراطوری شیطانی ایستادگی کنید. بنابراین داستان این اثر وابستگی زیادی به اساطیر شرق دارد و میتوانید برای کاراکتر خودتان یک سبک خاص رزمی خاص داشته باشید.
دیالوگهای هر قسمت از بازی به شما کمک میکنند تا جریان داستانی را بهتر متوجه شوید. البته گاهی اوقات دیالوگ آن قدر طولانی میشوند که هر گیمری را خسته میکنند. برای اینکه در بیشتر درگیریهای بازی موفق شوید، باید دقیقا بدانید که چه زمانهایی برای حمله و دفاع مناسب هستند. گاهی اوقات مبارزات بازی با اینکه جذابتر از هر زمانی میشوند، اما به مرور زمان یکنواخت خواهند شد و شور و هیجان گذشته را به بازیکنان منتقل نمیکنند. حالت ارتقا شخصیتهای بازی از یک سیستم خاص پیروی میکند و شاید برای اولین با این ساختار روبرو شوید.
گاهی اوقات طولانی شدن دیالوگها روی بخش گیم پلی نیز تاثیر میگذارند و جذابیت آن را کاهش میدهند. در برخی از سبدها و صندوقهای بازی تعدادی سکه قرار دارند، با جمع کردن این سکه میتوانید وسایل مورد نیازتان را بخرید یا تجهیزاتی که نیاز ندارید را بفروشید. در بخشهایی از بازی سنگهای قیمتی در اختیارتان قرار داده میشود و میتوانید از این سنگ برای افزایش قدرت شخصیت اصلی بازی کمک بگیرید. هر کدام از این سنگهای ارزشمند توانایی خاصی را در دسترستان قرار میدهند.
6) بازی Mafia 2

اگر عنوان GTA 4 را تجربه کرده باشید، قطعا متوجه شباهتهای اثر Mafia 2 به بازی جیتیای شدهاید. شما با یک داستان جنایی مافیایی جذاب سرو کار دارید که از هر نظر به زیباترین شکل ممکن روایت میشود. دقیقا شباهت داستان به فیلمهای The Godfather یا Goodfellas حس میگردد و شما باید به عنوان یک مهاجر ایتالیایی-آمریکایی در یک دنیای تبهکارانه ایفای نقش کنید. داستان بازی از دهه 1940 تا 1950 میلادی را روایت میکند و به لطف فضاسازی و موسیقی متن جذاب، دنیای بازی کاملا پویا به نظر میرسد.
فضای بازی بیشتر زمینهساز پیشبرد بهتر داستان آن است و تغییر زیادی در گیم پلی مافیا 2 ایجاد نمیکند. البته این مورد به عنوان مزیت این عنوان محسوب میشود؛ زیرا بازیکنان را سرگرم فعالیتهای تکراری یا یکنواخت نمیکند و تمرکز گیمرها را بیشتر به سمت داستان اصلی بازی میبرد. گیم پلی و داستان بازی به خوبی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و با اینکه نقدهای زیادی در مورد آن وجود دارد، اما هنوز تجربه شگفتانگیزی را به بیشتر بازیکنان منتقل میکند. از سوی دیگر تنوع مراحل در نسخه دوم مافیا نسبت به بازی اول بیشتر به نظر میرسد، گاهی اوقات باید در نیمههای شب یک جنازه را دفن کنید و در بازگشت به خانه به یک موزیک دلنشین گوش دهید.
همه چیز تنها به فروختن سیگارهای پشت کامیون جو خلاصه نمیشود، بعضی وقتها باید در یک حمام خون ماموریتهای خودتان را انجام دهید. ماموریتهای جانبی زیادی را تجربه نمیکنید و در عوض طراحی محیط مسیرهای طولانی را برای شما دوستداشتنیتر میکنند. سیستم رانندگی اتومبیلهای قدیمی به خوبی رعایت شدهاند و اگر از سرعت تعیین شده بیشتر برانید، قطعا باید منتظر اخطارهای پلیس باشید. تمام مکانیزمها جذاب بازی در کنار داستان خوب آن باعث شده تا که این عنوان ارزش بالایی برای تجربه کردن داشته باشید. با اینکه 10 سال از ارائه اولیه مافیا 2 میگذرد، اما هنوز کششهای لازم را برای جذب مخاطب خودش دارد و میتواند تا ساعتها هر گیمری را سرگرم کند.
جمع بندی
برای بسیاری از گیمرها، داستان یک بازی ویدیویی به شدت مهم و تاثیرگذار است. بازیهایی که به داستان اهمیت ویژهای میدهند مانند یک کتاب رمان یا فیلم سینمایی هستند که میتوان از آنها درس زندگی گرفت، در تراژدی آن شریک شد و یا در کنار قهرمان داستان به موفقیت پس از سختی رسید. در این مطلب بهترین بازی های داستانی که کمتر به آنها توجه شده است را معرفی کردیم. به نظر شما کدام بازی های داستانی دیگر که روایتی عمیق را روایت میکنند، آن طور که باید و شاید دیده نشدند؟
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه