سفری دوباره به دنیای غرب وحشی که ما را به سوی خودش میکشد. تقریباً غیر ممکن است جزء گیمرهای دو دهه اخیر و حتی قدیمیها باشید و اسم بازی رد دد ریدمپشن به گوشتان نخورده باشد و یا حتی این بازی را تجربه نکرده باشید. این بازی جذاب و شاهکار دوست داشتنی راکستار گیمز برای اولین بار در سال ۲۰۱۰ برای کنسولهای نسل هفتمی PS3 و XBOX۳۶۰ عرضه شد.
حتی پس از عرضه بازی RDR2 در سال ۲۰۱۸ برای کنسولهای نسل هشتم، هنوز ابن بازی برای رایانههای شخصی نیامد. اخیراً راکستار پس از پورت بازی رد دد 1 برای PS4 بالاخره در اوایل سال ۲۰۲۴ به سراغ پی پی گیمرها هم آمد و این داستان جذاب با گرافیک و کیفیت بسیار بالاتر برای رایانههای شخصی عرضه شد.
ماموریتهای فرعی و عجیب بازی رد دد ریدمپشن
راکستار با عرضه این بازی برای رایانههای شخصی ثابت کرد که این شاهکار عظیم و فراموش نشدنی میتواند هنوز هم عشقی را که شایسته آن است از سوی هواداران دریافت کند. طرفداران قدیمی و جدید بازی Red Dead Redemption حالا میتوانند روایت جان مارستون، همان سارق بدنام قبلی که حالا مامور قانون شده است را از دید او در سراسر مرزهای آمریکا دنبال کنند.
در حالی که با تکمیل ماموریتهای اصلی بیشتر در مسیر داستان جذاب جان مارستون متمرکز میشویم؛ اما اغلب ماموریتهای فرعی هستند که با انجام دادن آنها میتوانید لذت گشت وگذار بیشتری در دنیای Red Dead Redemption را تجربه کنید. مهم نیست که ماموریتهای چقدر کوتاه و یا احمقانه به نظر برسند و یا حتی داستانی دردناک را برایتان روایت کنند؛ بهترین ماموریت های عجیب در بازی رد دد ریدمپشن دقیقاً همان چیزهایی هستند که در این مقاله قصد داریم آنها را بررسی کنیم.
10) The Wronged Woman

در ماموریت زنی اشتباهی که یکی از ماموریتهای فرعی بازی است شخصیت جان مارستون زنی باردار با نام کالارا لاگوئرتا را ملاقات میکند. این زن در کلیسای بل واتر در نیمه شب در حال دعا کردن است که ناگهان با جان مارسوتن رو در رو میشود. پس از اینکه یک گفتگوی کوتاه درباره ظلم و ناعدالتی بین آن دو رد و بدل میشود، ناگهان وجدان جان مارستون بیدار میشود. او تصمیم میگیرد که کلارا کمکم کند و پیش پدر فرزند او “هارولد تورنتون” رفته و از او پولی برای کمک به کلارا درخواست کند.
اما همه چیز آنطور که انتظار دارد پیش نمیرود و بلافاصله گفتگوی جان و تورنتون به سرعت تبدیل به یک دوئل سنگین میشود. مارستون مجبور میشود تا پول را به هر زوری که شده است از او بگیرد. البته این نکته را فراموش میکند که حالا کلارا بدون شوهرش چگونه قرار است زندگیاش را ادامه دهد.
بعدها جان مارستون، بیوه هارولد تورنتون را در کنار قبر همسرش پیدا میکند که از مرگ او ناراحت است. اما به مرور متوجه میشوید که کلارا در واقع در مراسم شوهرش میخوانند و این موضع شما را به فکر فرو میبرد که دقیقاً این وسط چه کسی مقصر و گناهکار بوده است. در این ماموریت شما با جنبههای خوب شخصیت جان مارستون و تمایل او به کمک کردن به دیگران آشنا خواهید شد. از طرفی این نکته برایتان روشن میشود که در غرب وحشی همه چیز آنطور که نشان میدهند، نیستند.
9) The Prohibitionist

هنگامی که با شخصیت جان مارستون در منطقه بلک واتر در حال گشت وگذار هستید ممکن است صدای مردی را گوشتان برسد که در حال موعظه برای جمعی از مردم است. مردی با نام آبتر فورسیت که یک واعظ است در همان منطقه درباره خطرات الکل به مردم هشدار میدهد و قصد دارد تا فروش انواع نوشیدنی را ممنوع کند. پس از اینکه جان مارستون با این واعظ خشمگین برخورد میکند، با شخصی دیگری به نام الیور فیلیپس روبر میشود که در شهر یک بار دارد و اتفاقاً او و مارستون همدیگر را میشناسند.
فیلیپس به مارستون میگوید که واعظ با کارهایش به کسب و کار او آسیب میزند و به هیچ عنوان هم کوتاه نمیآید. بنابراین از جان میخواهد تا واعظ را بکشد تا کسب و کار او به اوضاع قبلی خود برگردد. در اینجا جان بین یک دوراهی اخلاقی قرار میگیرد که تصمیمگیری را بسیار سخت خواهد کرد. حالا سرنوشت ابنر فورسایت در دستان شما قرار دارد؛ اینکه او را بکشید تا به فیلیپس و بار کمک کنید و یا به واعظ هشدار بدهید که از شهر برود.
این انتخابهای حساس باعث میشود تا شما با یک معضل اخلاقی روبرو میشوید که پیامدهایی گستردهای دارد که حتی پس از اتمام ماموریت هم ادامه دارد. اگرچه این ماموریت یکی از کوتاهترین ماموریتهای جانبی بازی رد دد ریدمپشن است، اما عواقب آن تأثیر زیادی روی شخصیت جان مارستون و حتی بازیکنان خواهد داشت.
8) Deadalus and Son

در یکی از ماموریت های عجیب در بازی رد دد ریدمپشن، شخصیت جان مارستون مردی به نام چارلز کینیار را ملاقات میکند. این فرد که یک مخترع است به او توضیح میدهد که به زودی تا اختراع وسیله پروازیاش مثل عقابی در آسمان پرواز میکند. هر چند برادران رایت در همان زمان هواپیمای پرنده خود را اختراع کرده بودند، ولی خب در بازی که کسی از چیزی خبر ندارد. از اینها که بگذریم چارلز از جان مارستون میخواهد تا به او کمک کند تا وسیلهاش را برای پرواز آماده کند.
شما پس از قبول کردن این ماموریت باید مجموعهای از اقلام ریز و درشت را برای او فراهم کنید که در این میان دو آیتم از جمله پوست بیور تا مریم گلی قرمز، بسیار عجیب به نظر میرسند. پس از اینکه آیتمها به پیش چارلز بروید و مواد لازم را در اختیار بگذارید و کمی به او زمان بدهید تا ماشین رویاییش را تکمیل کند. شما میتوانید تلاشهای بیوقفه او برای تحقق رویای پروازش را از نزدیک مشاهده کنید که البته مثل بسیاری از اتفاقات دنیای جان مارستون به شکست منتهی میشود.
این ماموریت با همه چیزهای عجیبی که در خود دارد به نوعی حس شوخ طبعی سازندگان را به نمایش میگذارد که هر چیزی قرار نیست همان دفعه او جواب بدهد. نکته جالب این است که پس از انجام این ماموریت شما میتوانید بقایای هواپیمای سقوط کرده را در نقاط مشخصی از بازی مشاهده کنید. این موضوع در نهایت نشان میدهد که هر چند پایان رویای پردازی برای کینیار چندان خوشایند نبود، اما این تنها یکی از روزهای عجیب و غیرعادی در زندگی جان مارستون است.
7) Lights، Camera، Action

نور، دوربین و حرکت؛ اینها چیزهایی هستند که در صحنه فیلمبرداری بارها تکرار میشود. جادوی سینما به غرب وحشی آمده است. درست از زمانی که برادران لومیر تصویرسازی متحرک سینما را به عنوان جادوی قرن معرفی کردند، هر کسی به دنبال راهاندازی یک استودیو فیلمسازی است. چه جایی بهتر از غرب وحشی را برای فیلمسازی سراغ دارید که پس از لوکیشنهای اکشن و جذاب باشد. برای بیشتر افراد غرب وحشی نمادی از یک فرصت است و بازیکنان میتوانند با ملاقات مردی به نام MacKenna به برخی از شیرینترین آرزوی خود برسند.
در این ماموریت MacKenna میخواهد یک استودیو فیلمسازی را در منطقه راهاندازی کند. پس از ملاقات با جان مارستون از او درخواست کمک میکند تا سند زمین مورد نظر او را بدست بیاورد. همچنین به دنبال بازیگر اصلی برای فیلمش است و اعتقاد دارد که فردی با نام Silas Spatchcock که مشوق او برای ساخت فیلم وسترن است بدرد این کار میخورد.
شما در این ماموریت باید در یک بازی Liar’s Dice شرکت کنید و با برنده شدن سند زمین مورد نظر مک کنا را بدست بیاورید؛ سپس به سراغ اسپچکاک رفته و او را راضی کنید که به عنوان بازیگر برای مک کنا کار کند. از ملاقات شخصیتهای عجیب و غریب تا فرصتی برای تجربه برخی از جنبههای شگفتانگیز بازی Red Dead Redemption مانند دوئل و شرطبندیهای مختلف این ماموریت عجیب باعث میشود تا بازیکنان دوباره به دقتی و تیزبینی راکستار در طراحی بازیهایش ایمان بیاورند.
6) American Appetites

اصلاً مگر ادمخوار در غرب وحشی هم پیدا میشود. بله در دنیای خشن و بیرحم غرب وحشی انسانهای عجیب و غربی را میبینید که حتی عادات غذایی بسیار عجیبی دارند. با این حال یکی از ماموریت های عجیب در بازی رد دد ریدمپشن دقیقاً همین American Appetites است که از همان اول ذهن شما را درگیر خواهد کرد. در حین انجام این ماموریت عجیب و غریب مدام با افراد ناشناسی مواجه میشوید که برای پیدا کردن اعضا گمشده خانواده خود از شما کمک میخواهند. پس از انجام تحقیقات شما رد خون و برخی از بقایای اجساد را کشف میکنید و مارستون متوجه میشود که بیشتر این افراد در اطراف محدوده Hanging Rock ناپدید شدهاند.
در بخشهای پایانی این ماموریت شما با شخصی به نام رندال فورستر مواجه میشوید که روی زمین بسته شده است. از ان طرف مرد دیگری در فاصلهای بسیار دورتر از شما در حال فرار به سمت ناکجا آباد است. پس از تعقیب و بازگرداندن آن مرد فراری شما متوجه میشوید رندال در واقع یک آدم خوار وحشی بوده که قصد دارد تا آن مرد فلکزده را به عنوان غذا بخورد. اصلاً مگر در غرب وحشی هم هانیبال لکتر داریم؟
در اینجا دوباره شما بر سر دوراهی قرار میگیرد که باید تصمیم خودتان را بگیرید. یکی اینکه رندال را به هر نحوی متوقف کنید و آن مرد ناشناس را نجات دهید و یا بگذارید واقعاً حیات وحش اتفاق بیفتد. این ماموریت به عمق دنیای وحشی که جان مارستون در آن زندگی میکند، معنای دیگری از وحشیگری را اضافه میکند. احتمال دارد که تقریباً اکثر بازیکنان بخواهند رندال را متوقف کنند و قطعاً راه درست هم همین است. اما آیا حاضرید بگذارید طبیعت وحشی کار خود را بکند و یک جنایت را از نزدیک ببینید و مطلقا کاری انجام ندهید!
5) Funny Man

یک نویسنده دقیقاً وسط غرب وحشی چکار میکند؟ اصلاً مگر اینجا برای آدمهایی برای روحیه لطیف مناسب بود که حالا کسی بیاید و خوش و خرم برای خودش بچرخد! در ماموریت مرد بامزه و خوش مشرب شما با جیمی سنت مواجه میشوید که یکی از غریبههای رندومی است که سر راه جان مارستون قرار میگیرد. جیمی به کاراکترهای هفت تیر کش علاقه زیادی دارد و میخواهد درباره تجربیات خودش در غرب و خطرات آن کتابی بنویسد.
احتمالاً برای نوشتن کتاب قرار است در سرهای زیادی را تحمل کند. شخصیت جان مارستون در مقام یک مامور قانون یک بار دیگر وجدانش بیدار میشود. پس تصمیم میگیرد که به او هشدار دهد که بهتر است کمی مراقب همه چیز باشد؛ اینجا کسی دوست تو نیست و احتمالاً خطر بیخ گوش تو خواهد بود. پس از این هشدار شما برای مدتی این مرد عجیب را نمیبینید.
اما طولی نمیکشد که در حین پاکسازی مخفیگاه یک باند خلافکار، جان باز هم جیمی سنت را در حالی که دستانش بسته شده در اردوگاه پیدا میکند. پس از نجات او و هشدار برای اینکه دوباره در موقعیتهای خطرناک درگیر نشود؛ باز هم دوباره و هزار باره او را در مخفیگاههای مختلف پیدا میکنید. اصلاً مشخص نیست که چرا این مرد مدام گیر افراد خلافکار میافتد. البته جان مارستون که مردی دلسوز و مهربان است، دائم در موقعیتهای مختلف این مرد را نجات میدهد. در نهایت ما جان را به عنوان مردی میبینیم که در هر شرایطی واقعاً به دیگران اهمیت میدهد و در هر زمان که لازم باشد در صحنه ظاهر میشود.
4) Remember My Family

در اخر ماموریت بازی چند سال از مرگ جان مارستون خدا بیامرز میگذرد و طبیعتا دیگر نمیتوانیم با او در غرب وحش بچرخیم. اکنون موضوع انتقام مطرح شده و جک مارستون، پسر جان که به جوانی تبدیل شده، در جستجوی قاتلان پدرش است. در این ماموریت جک مارستون به دنبال ادگار راس از ماموران دولتی میگردد که اطمینان دارد قاتل پدرش است. او با گشت وگذار در هر شهر و از طریق ارتباط با افراد نزدیکش به این بهانه که باید به او چیزی تحویل دهد، از محل اختفای راس مطلع میشود. پس از صحبت با یک مامور دولتی دیگر، همسر راس و برادرش، جک در نهایت قاتل پدرش را در کنار یک رودخانه ملاقات میکند.
تمامی صحنهها و دیالوگهای این ماموریت به وضوح نشان میدهد که تنها یک راه باقی میماند؛ دوئلی که فقط یک نفر در آن زنده میماند. هیچ کسی نمیتواند نه جلوی حس انتقام جک را بگیرید و نه ادگار رأس از کاری که کرده است حس پشیمانی دارد. در پایان این مأموریت، با از بین بردن ادگار، داستان رد دد ردمپشن به طور کامل به پایان میرسد. جان که همیشه از گذشته سیاه خود فرار میکرد و میخواست ناجی و عدالتخواه شود. اما در نهایت پسرش دوباره قدم در راه پدرش گذاشت و قطعا سرنوشت چندان جالبی ندارد. از آنجایی که این که ماموریت عجیب و فرعی است احتمالاً این سوال در ذهنتان پیش میآید که آیا با انتقام همه چیز تمام میشود و یا میتوانستید تصمیم دیگری بگیرید؟
3) California

عنوان “امیدهای بر باد رفته” بهخوبی میتواند توصیفکننده ماموریت عجیب “California” در بازی رد دد ریدمپشن باشد. در این ماموریت، شما با مردی به نام سم اوسا آشنا میشوید که در بیابانهای اطراف کالیفرنیا به نواختن ساز هارمونیکا مشغول است. پس از مکالمههایی که بین جان مارستون و سم رد و بدل میشود شما میفهمید که او قصد دارد به سمت کالیفرنیا حرکت کند. احتمالاً او انتظار دارد که به عنوان یک نوازنده با استعداد کسب و کارش را راه بیندازد. با این حال جان مارستون درباره خطراتی که در راه وجود دارد خیلی جدی به او هشدار میدهد. شما در دو موقعیت دیگر نیز سم را در حال گشت زنی در بیابان پیدا میکنید که هر بار گیجتر و آشفتهتر به نظر میرسد.
در آخرین بازی که به سراغ سم میروید؛ او مرده و جسدش در بیابان در حال پوسیدن است. مارستون که به شدت از این حادثه ناراحت است، نامهای از سم پیدا میکند و به طور ناگهانی تصمیم میگیرد که این نامه را به هر نحوی که شده به خانوادهاش برساند. با خواندن این نامه، شما بیشتر با شخصیت سم و امید او برای بهبود وضعیت غرب وحشی آشنا خواهید شد.
همانطور که در پایان این ماموریت متوجه خواهید شد، این سرزمین در حقیقت مکانی هولناک از وعدههای ناتمام و آرزوهای غیرممکن است. این غریبه عجیب تصویری از جوهر غرب وحشی را به تصویر میکشد. جایی که برخی افراد بدون برنامه به دنبال فرصتهایی میروند، اما در نهایت سختیهای بیشتری متحمل میشوند و اوضاع مطابق انتظارشان پیش نمیرود.
2) Flowers for a Lady

در دنیای بازی Red Dead Redemption پیدا کردن عشق چندان کار سادهای نیست. اما گاهی با افرادی مواجه میشویم که هنوز نتوانستهاند با غم از دست دادن عزیزانشان کنار بیایند. در جریان ماموریت گلی برای بانو، شما با مردی سالخورده به نام بیلی وست آشنا میشوید که در حال چیدن گل برای همسرش است. احتمالاً در این وضعیت قهرمان داستان ما دوباره علاقه دارد تا به این پیرمرد کمک کند و همین اتفاق میافتد. جان مارستون متوجه میشود که بیلی میخواهد برای سالگرد ازدواجش، دسته گلی را به به همسرش آنابل هدیه بدهد. اینجا شما باید به دنبال سه نوع گل مختلف برای بیلی بگردید.
پس از اینکه گلهای مورد نظر را بدست بیاورید؛ بیلی خوشحال و خندان از جان دعوت میکند تا به کلبهاش بیاید و با انابل اشنا شود. طولی نمیکشد که شما به سرعت متوجه میشوید که آنابل در واقع جسد همسر متوفی بیلی است که روی صندلی گهواره مانند نشسته است. آخر کدام آدم عاقلی مرده را در خانهاش نگه میدارد؟ مارستون که به نظر میرسد کمی متعجب شده، بهانهای میآورد که دوباره به آنها سر بزند و با سرعت از خانه پیرمرد خارج میشود. این اولین ماموریت فرعی با شخصیتهای غریبه در بازی است که پایانی شوکهکننده دارد. مهمتر اینکه اثر این ماموریت به حدی شدید است که روی لحن و عملکرد شما برای انجام سایر ماموریتهای بازی تأثیر میگذارد.
1) I Know You

مرد عجیب شخصیتی ناشناخته از دنیای رد دد ردمپشن است که به ادعای طرفداران یکی از ماندنیترین شخصیتها این دنیای غرب وحشی به حساب میآید. او یک شخصیت اسپویلر دارد که احتمالاً تعداد زیادی از بازیکنان دوست دارند بیشتر در مورد این مرد بدانند. به هر حال جان مارستون برای اولین بار او را در بالای یک صخره ملاقات میکند. جایی که او اطلاعاتی عظیم درباره خودش و دنیای بازی فاش میکند که حتی بازیکنان تا نسخه RDR2 هنوز از آن آگاه نخواهند شد.
در ادامه مارستون نسبت به او احساس خطر میکند. در حالی که مرد عجیب به مارستون در موقعیتهای اخلاقی سخت هشدار میدهد و از او میخواهد تا در لحظات حساس براساس آنچه که درست است، انتخاب کند. پس از اتمام ماموریتهای اصلی بازی، مارستون به سمت مرد مرموز بر میگردد و از او میپرسد که چطور اینقدر دربارهاش میداند. برای افزایش ابهام و تردید در این صحنه، مرد اشاره میکند که مکانی که جان مارستون در آن قرار دارد، نقطهای مناسب و عالی است.
این دقیقاً نوعی پیشگویی است که درباره محل آرامش نهایی مارستون و مقبره او به ما اطلاع میدهد. در این لحظه مارستون به شدت عصبانی میشود و اسلحه اش را میکشد و به سمت مرد شلیک میکند. اما در کمال تعجب گلولهها از بدن او عبور میکنند. اینجا بازیکنان شوکه میشوند که این مرد کیست و چه نقشی در جهان رد دد ردمپشن دارد؟ البته هنوز هم نظریهها زیادی وجود دارد که نشان میدهد شخصیت The Strange Man چطور تاثیر عمیقی بر دنیای بازی رد دد ریدمپشن و بازیکنان آن گذاشته است.
حرف آخر
بازی رد دد ریدمپشن یکی از واقعگرایانهترین بازسازیهای دنیای غرب وحشی قدیم است. راکستار در ساخت و عرضه بازی رد دد ریدمپشن وسواس و دقت زیادی به خرج داد. در واقع به جرات میتوان گفت تا زمانی که بازی RDR2 عرضه شد، هنوز رقیبی برای رد دد وجود نداشت و حتی نمیتوانست این تجربه را برای ما تکرار کند.
معمولاً ماموریتهای فرعی به عنوان یک کار تفریحی بعد از تمام کردن داستان اصلی است. جایی که برای رفع بیحوصلگی تمام ماموریتهای فرعی را صرفاً از روی علاقه انجام میدهیم و یا به پول آن احتیاج داریم. در بازی رد دد ریدمپشن ماموریتهایی فرعی زیادی وجود دارد اما ۱۰ مورد از بهترین و عجیبترین موارد آنها را در این مقاله معرفی کردیم.
شما میتوانید به عنوان یک تجربه مجزا از بازی اصلی به سراغ بهترین ماموریت های عجیب در بازی رد دد ریدمپشن بروید که انجام آنها خالی از لطف نیست. حالا که به آخر این مقاله رسیدیم؛ نظرتان درباره ماموریت های عجیب در بازی رد دد ریدمپشن را در بخش کامنتها با ما به اشتراک بگذارید.

سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه