در طول تاریخ، بازیهای ترسناک بسیاری ساخته شدهاند. هر کدام از روش متفاوت برای القای حس ترس استفاده کردند. یک اثر با قرار دادن بازیکن در جایگاهی که توانایی مبارزه ندارد، اثر دیگر با قرار دادن همان بازیکن در شهری پر از زامبی. چیزی که بازی سایلنت هیل 2 را یک سر و گردن از بقیه آثار ترسناکتر میسازد، در قدم اول داستان و سپس روایت و طراحی محیط آن است. اندک بازیهای وجود دارد که صرفا با شروع بازی، یک نوع ترس عجیب و غریب را تا پایان تجربه، به بازیکن تزریق کند. سایلنت هیل 2 بیست سال پیش یکی از ترسناکترین بازیهای تاریخ بود و حالا نسخه ریمیک آن نیز به همان اندازه ترسناک است. برای نقد و بررسی بازی Silent Hill 2 Remake با پارسیگیم همراه باشید.
«در خوابهای بیقرارم، من آن شهر را میبینم. سایلنت هیل.» اولین جملهای که در بازی سایلنت هیل 2 از زبان جیمز ساندرلند میشنویم. شخصیت اصلی داستان سایلنت هیل 2 که چندین سال از مرگ همسرش، نامهای از سوی او دریافت میکند و میگوید که به جای همیشگی ما بیاید. جای همیشگی آنها در سایلنت هیل بود، شهری که کاملاً تغییر کرده است. پر از مه و موجودات عجیبی شده که انگار از دلِ نقاشیهای فرانسیس بیکن بیرون آمدهاند. بدنهای عجیبوغریب و دفورمه که فقط از حرکت نامتوازن آنها وحشت بزرگی به جان آدم میافتد. خوابهای بیقرار جیمز درواقع کابوسهایی بودند که از ضمیر ناخودآگاه او سرچشمه میگرفتند و حالا در سایلنت هیل به واقعیت تبدیل شده است.
در سایلنت هیل، راه فراری از اشتباهات و گناه نیست

یک نکته بزرگ وجود دارد که چرا داستان و بازی سایلنت هیل 2 اینقدر عمیق و قابل احترام است. در بازی سایلنت هیل 2، هیچ چیزی بدون دلیل طراحی و خلق نشده است. از طراحی ظاهر دشمنها که مانکنهایی هستند که فقط پا دارند یا کلههرمی عجیبوغریب گرفته، تا نام قطعات موسیقی که روی بعضی از پیانوها درج شده است. همه آنها در خود پیامی دارند. همه آنها اشاره به موضوعی بزرگتر و ترسناکتر دارند. همه آنها از حس گناه جیمز ساندرلند تغذیه میکنند. اما حس گناه چه چیزی؟ اینجاست که تازه بازی به شما محرک اصلی را میدهد تا همه ترسهای بازی را کنار بزنید و به جواب نهایی برسید.
چیزی که در بازی سایلنت هیل 2 بیشتر از همه دوست داشتم، توجه آنها به جزئیات بصری و داستانی بود. طوری که یک سری اشارات ریز در بازی قرار داده بودند که اگر با ماهیت سایلنت هیل از قبل آشنایی داشته باشید، کاملاً متوجه میشوید که با چه کاوش شخصیتی عمیقی طرف هستیم. با جرأت میتوان گفت که سایلنت هیل 2 جز محدود آثاری است که به معنای واقعی شخصیت اصلی داستان را واکاوی میکند. با تیغه جراحی به ذهنش حملهور میشود، آن را شکاف میدهد تا جوهره اصلی رنج و درد او را نمایان سازد.
شاید بزرگترین لطفی که کارگردان بازی سایلنت هیل 2 قبل از ساخت آن به خود کرده بود، خواندن جنایات و مکافات داستایفسکی بود. اثری که آنچنان به ناخودآگاه و درونیات شخصیت اصلی حملهور میشود که خواننده را از پا در میآورد. از موج احساساتی که بالا و پایین میشود و بدبختیهای پشت سرهم برای او. جیمز ساندرلند از خیلی جهات شبیه راسکولنیکف است و الگوبرداری درست تیم سازنده باعث شده تا با یک اثر ترسناک و جذاب طرف باشیم.
در دنیا هیچ چیز ترسناکتر از ذهن بشر نیست و بازی سایلنت هیل 2 این جنبه تاریک ذهن انسان را بدون هیچ پرده و واسطهای، با برهنگی کامل به تصویر میکشد. سایلنت هیل 2 به معنای واقعی با پتک به جان تقدسگرایی انسان میافتد و لباس غواصی بر تن میکند تا تاریکترین نقاط ذهن ما را جلوی چشممان بیاورد. افکار و کرداری که خود ما از وجود آنها خجالت میکشیم ولی خودمان را گول میزنیم تا به آن فکر نکنیم یا توجهی نکنیم.
بازی سایلنت هیل 2 به این دلیل ترسناک است. داستان آن، طراحی دشمنها و محیط آن یادآور آن بخش تاریکی از ذهن ما است که هیچکس نمیخواهد آن را قبول کند و با آن مواجه شود. طراحی سایلنت هیل 2 بهگونهای است که همه آن افکار را قلقلک میدهد و حتی یک حس گناه را در بازیکن ایجاد میکند بابت داشتن این جنبههای تاریک. واقعاً چیزی ترسناکتر از مواجه شدن با جنبه تاریک ذهن نیست.
راه فراری نیست، اما میتوان اندکی مبارزه کرد

نسخه ریمیک بازی سایلنت هیل 2 دو پیشرفت بزرگ در مقایسه با نسخه اصلی دارد. اول از همه جلوههای بصری و گرافیکی بازی است که بعداً به آن خواهیم پرداخت. بخش دیگر آن مبارزات این بازی است که با الهام از رزیدنت اویل 4، دچار دستخوش تغییرات بسیاری شده است. اول از همه دیگر خبری از دوربین ثابت نیست و بازی از دوربین روی شانه استفاده میکند که بهخوبی روی بازی نشسته است.
مشخص است که بازی سایلنت هیل 2 در هنگام انتشار بخاطر محدودیتهای سختافزاری مجبور به استفاده از دوربین ثابت بوده است. چون در نسخه ریمیک، بسیاری از طراحی و محل قرار گیری دشمنها مشابه نسخه اصلی است، اما صرفاً بخاطر تغییر زاویه دوربین بازی بهشدت ترسناکتر شده است. مخصوصاً هنگامیکه تازه وارد اتاقهایی میشود که بخاطر صدای رادیو میدانید دشمن آنجا حضور دارد و باید محتاطانه عمل کنید تا کشته نشوید.
چالش بازی در مبارزات نیز بسیار خوب است. طراحی حرکات دشمنها، تفاوتهایی که هرکدام در حمله کردن دارند، باعث میشود تا برای شکست دادن هر کدام استراتژی خاصی را اتخاذ کنید. بازی از این جهت چالش برانگیز است که مهمات زیادی را در اختیار شما قرار نمیدهد، حتی اگر بازی را روی درجه سختی آسانتر تجربه کنید. در نتیجه اکثر مبارزات بر پایه استفاده از اسلحه سرد است که باید دقت کافی برای جاخالی دادن را داشته باشید.
اما میماند چالشهای معمایی بازی سایلنت هیل 2 که هیچ رحمی به بازیکن نمیکند. معماهای بازی سایلنت هیل 2 زیرکانه، خلاقانه و بدون هیچ راهنمایی طراحی شده است. بازیکنان باید جواب یا رمز مورد نظر را پیدا کنند یا هیچ راه دیگری نیست. این موضوع از جایی نشأت میگیرد که بازی به هوش و ذکاوت مخاطب خود اطمینان دارد. اینکه آنها میتوانند بدون کمک نیز این معماها را حل کنند. ممکن است مدت بیشتری را نسبت به بازیهای دیگر صرف آن کنند، اما در نهایت آن را حل خواهد کرد.
ریمیک سایلنت هیل 2 هر آن چیزی که نیاز به بهبود در بخش گیمپلی داشته را انجام داده است. سیستمهای مدرن، مبارزات و زاویه دوربین که استاندارد بازیهای سومشخص امروزی است و همینطور روان بودن مبارزات. استودیوی بلوبر تیم واقعاً در این بخش بینظیر و عالی ظاهر شده است. در ادامه نقد و بررسی بازی Silent Hill 2 Remake به طراحی هنری و بخش فنی خواهیم پرداخت.
بررسی طراحی هنری و بخش فنی سایلنت هیل 2

از بخشهای مهم دیگر بازی سایلنت هیل 2 که تغییرات کمتری به نسبت نسخه اصلی داشته، بخش طراحی محیطی بازی است. به لطف آنریل انجین 5، جزئیات بصری و محیطی بازی بهقدری عالی هستند که هم جذابیت و هم ترسناک بودن بازی را چند برابر کرده است. استودیوی بلوبر تیم کار زیرکانهای که انجام داده اینست که یک سری از طراحیهای محیطی را که با استانداردهای امروزی همخوانی نداشته را تغییر داده است.
از سوی دیگر، این جزئیات بصری به شناخت بهتر دشمنان و دقت بیشتری در طراحی آنها کمک کرده که از سوی دیگر روی داستانگویی بازی نیز اثر دارد. پس از اینکه یک سری از نکات داستانی بازی آشکار میشود، طراحی دشمنها، اینکه چرا مانکنها در این بازی فقط پا دارند یا چرا دشمنهای پرستار به این شکل طراحی شدهاند آشکار میشود. از این جهت، واقعاً بازی سایلنت هیل 2 نیاز به بازسازی تمام و کمال داشت.
اما بگذارید از نکتهای که ممکن است کمتر به آن توجه شود اما تأثیر بسیاری روی ایجاد ترس در محیطهای مختلف دارد صحبت کنم؛ طراحی و میکس صدا. به جرأت میتوانم بگویم که بازی سایلنت هیل 2 یکی از بهترین طراحیهای صدا را در چند سال اخیر داشته است. دقت در طراحی صدا بهقدری بالا است که به هر چیزی که شلیک کنید صدای متفاوت خواهد داد و بستگی به فاصله شما میزان صدایی که میشنوید متفاوت خواهد بود.
جدای آن، بازی از کنترلر دوالسنس عالی استفاده میکند. رادیویی که در بازی پیدا میکند که به شما هشدار میدهد دشمنان نزدیک هستند، صدای آن از بلندگویی دوالسنس بخش میشود. دو نکته اساسی در این طراحی ریزبینانه وجود دارد. اول اینکه صدای رادیو دیگر تداخلی با صدای محیط ندارد و کاملا میتوان آنها را تفکیک کرد. از سوی دیگر، نزدیک بودن کنترلر به بازیکن باعث میشود تا در لحظاتی که از بلندگوی استفاده میکنند، حس دقیقتری به حمل کردن رادیو داشته باشند. چون صدای رادیو انگار از جیب شما میآیند در حالیکه که سروصدای محیط دقیقاً در اطراف شما است.
در نهایت تنها میشود یک ایراد از بازی سایلنت هیل 2 گرفت. این ایراد هم مربوط به بخش فنی بازی یا اگر دقیقتر بگویم، مشکل از آنریل انجین 5 است. این انجین قدرتمند یک مشکل اساسی دارد که هنوز هم استودیوهای سازنده کاملاً راه حلی را برای آن پیدا نکردهاند و آن هم مشکل سکتگی در فریم ریت بازی است. سایلنت هیل 2 نیز از این مشکل رنج میبرد که در لحظات مختلف ممکن است برای یک ثانیه، نریخ فریم بازی از 60 روی 40 یا حتی 30 بیاید. لازم بهذکر است که بازی مشکل افت فریم ندارد بلکه ایراد کار در سکتگی است که در لحظهای فریت ریت بازی بهصورت ناگهانی پایین میآید و دوباره ثابت میشود.





سوالات متداول در رابطه با این محتوا

دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه