بعضی از گیمرها دوست دارند حس ترس را با تمام وجودشان تجربه کنند به همین خاطر در زیر شاخهی ژانر ترسناک به دنبال آثار نفسگیر هستند. بعضی از این بازی های ترسناک ممکن است شما را به جهان باستان ببرند یا اینکه در یک دنیای مدرن قرار بگیرید. برای اینکه دنیای بازی های ترسناک را درک کنید، بهتر است اول از همه سراغ عناوین مثل Alan Wake 2 و The Evil Within بروید و موجودات ترسناک ماورایی را ملاقات کنید. جدا از این آثار محبوب بازیهای دیگری مانند The Darkness ،Layers of Fear و Fatal Frame هستند که حس ترس ماورایی را به شکل متفاوتی ارائه میدهند. در ادامه همراه پارسی گیم با معرفی بازی های ترسناک ماورایی باشید.
بازی های ترسناک ماورایی؛ خیالی غیرقابل تصور
برای بازی های ترسناک ماورایی طیف گستردهای از عناوین مختلف وجود دارد که هر کدام با سبک خاصی عرضه شدهاند. مهم نیست که به داستانهای ترسناک فضایی علاقه داشته باشید یا در یک اثر کلاسیک درگیر زامبیها شوید، در هر صورت با موجوداتی سروکار دارید که اجازه نفس کشیدن به شما را نمیدهند. ژانر ترس معمولا برای اغلب بازیکنان به عنوان یک سبک دوستداشتنی شناخته میشود، اما زمانی که شیاطین ماورایی به سراغ شما میآیند هیجان داستان تازه به اوج خودش میرسد.
لیستی از بازی های ترسناک ماورایی که به شما ارائه میدهیم، شاید قدمی باشند اما هر کدام از ترسهای قرون وسطایی الهام گرفتهاند. به همین خاطر ویژگیهای ترسناک خاصی دارند که در مقایسه با آثار ترسناک مدرن، تجربههای جدیدی را به شما ارائه میدهند. در این عناوین موجوداتی مثل غولها، ارواح، شیاطین و تقریباً هر چیزی که در شب اتفاق میافتد را میتوانید مشاهده کنید. البته با وجود عناوین جدید تمام شخصیتهای اهریمنی را با کیفیت بالاتری میبینید. اگر دنبال ترسهایی هستید که با توضیحات علمی تطابق دارند، شاید این عناوین نتوانند برای شما قانع کننده باشند.
1) بازی Alan Wake 2

این اثر در بین بازی های ترسناک طرفدارن سرسخت زیادی دارد و مدت زیادی است که فرنچایز آن در بین گیمرها حضور داشته است. به دلیل وجود موجودات ترسناک و اتمسفر خاص این عنوان، بیشتر گیمرهای ژانر ترس بازی Alan Wake 2 را فرای تمام بازی های ماورایی ترسناک میدانند. نسخه دوم بازی توانست همان موفقیتهای سری اولش را به دست بیاورد؛ زیرا داستان بازی اول را به زیباترین شکل ممکن ادامه داد. در سری جدید این بازی ابعاد مختلف داستان را بررسی میکنید و باید دو قهرمان اصلی بازی را از جهنمی که شکل گرفته است، نجات دهید.
داستان بازی پس از گذراندن چند مرحله، یک معادله چند مجهولی را در اختیارتان قرار میدهد. جزئیات پازل داستان بازی، نقطههای نامفهوم و گنگ زیادی دارد، اما نویسنده بازی با قلم هنرمندانه خودش یک داستان منسجم را ارائه میدهد. هارمونی زیبای ماجراهای بازی تمام معماها را در کنار یکدیگر قرار میدهد تا به یک هارمونی یکپارچه برسد که برای مخاطب شگفتانگیزتر خودش را نشان دهد. شاید زمان شروع بازی حس کنید که روند بازی خیلی کند پیش میرود، اما این جریان به صورتی است که به هیچوجه شما را خسته نمیکند. اگر جریان سوارکاری با اسب در عنوان Red Dead Redemption 2 به خاطرتان مانده باشد، روند این اثر با تمام آهستگیهای خودش حس خوبی را منتقل میکند.
تمام پازلها و معماهایی که حل میشوند، بخش جداییناپذیر از باقی رازهای بازی هستند و هر کدام از آنها یا قسمتی را تکمیل میکنند یا اینکه تکه پازلی برای سرنخهای آینده در اختیارتان میگذارند. در تمام مبارزههایی که پیش رو دارید باید مثل نسخه اول بازی ابتدا باید به وسیله نور دشمنان را کور کنید، بعد به شما اجازه حمله به سمت آنها داده میشود. تمام مسیرهایی که داستان و رمز و رازهای بازی دارد، فقط برای طول دادن گیم پلی بازی نیست، بلکه تمام آنها هدف خاصی را دنبال میکنند.
2) بازی The Evil Within 2

سازندههای مجموعه Resident Evil یک مجموعه خلاقانه دیگری ساختهاند که حس ترس را شکل متفاوتی به گیمرها نشان میدهد. بازی The Evil Within 2 موفقیت سری اول خودش را به دوش میکشد و ترسهای جدید خودش را با اتفاقهای نسخه قبلی این سری تلفیق میکند. هیولاهای زیادی وجود دارند که به نظر میرسد از یک کابوس بیرون آمدهاند و قصد دارند تمام آرزوها و رویاهای شخصیت داستان را به آتش بکشند. مثل اینکه دشواری کاراگاه بودن سباستین در بازی اول کافی نبوده و باید زندگی شخصی اون نیز به چالش کشیده شود.
برخلاف نسخه اول بازی، شما در این سری ارتباط بهتری با سباستین میگیرید و شخصیت این کاراگاه را بهتر میشناسید. کاراکتر داستان قصد دارد دختر خودش را نجات دهد و دیگر تکلیف شما با هدف کلی داستان مشخص میشود. در سری جدید با تمام ترسها و کمبودهای شخصیت بازی که از نسخه قبلی به دوش میکشید، آشنا خواهید شد. کاراگاه ما باید با اشتباهاتش و مشکلات شخصیاش روبرو شود و یک چاره کلی به برطرف کردن آنها پیدا کند. جدا از شخصیت سباستین، دیگر شخصیتهای بازی نیز نقش مفیدی در داستان دارند و حضور کوچکترین کاراکتر تا بزرگترین آنها را به خوبی در طول بازی حس میکنید.
در بازی دوم شاهد پایانبندی بهتر بودیم، همچنین از نظر احساسی سباستین سعی میکرد نقش پدری خودش را به طول کامل نمایش دهد. پیچ و خم داستان شکل زیبایی به کلیت آن میبخشد، ولی موردی که توجه زیادی را به خودش جلب میکند، پایانبندی تاثیرگذار این اثر زیبا است. شاید آنتاگونیستهای نسخه اول بازی حضور عمیقتری داشتند، اما داستان بازی دوم به گونهای روایت شد که ضعف شخصیتهای بد سری دوم کمتر دیده شود. اگر از داستان جذاب این عنوان گذر کنیم به گیم پلی خاص آن میرسیم که استفاده از تمام تجهیزات را به اوج لذت خودش رسانده است.
3) بازی The Darkness

داستان این بازی به سادهترین حالت ممکن شروع میشود و شخصیت اصلی را در یک فضایی ماورایی قرار میدهد که حول محور نیروی تاریکی میچرخد. گیم پلی بازی همراه با درگیری با اوباش و مبارزههای مسلحانه است، اما در این بین شیاطین نیز حضور پررنگی دارند. به این موجوداتی که خصوصیات اهریمنی دارند The Darkness گفته میشود، اما تواناییهای فوقالعادهای به شما داده میشود تا انتقام خودتان را از این موجودات بگیرید.
شاید کمتر نام این اثر را شنیده باشید، اما در واقع یکی از زیباترین عناوین نسل هفتم به حساب میآید که خاطرات زیادی را با فضای غمگینش برای گیمرها ساخت. نقش اول بازی جکی استکادو (Jackie Estacado) نام دارد و باید سرنوشت این فرد را در داستان بازی دنبال کنید. داستان این عنوان در واژههای مثل مرگ، انتقام و معامله روح با تاریکی خلاص میشود و ماجرایی از یک جوان را روایت میکند که ناخواسته وارد یک بازی تراژدیک شده است.
به دلیل اینکه سالها از انتشار این اثر میگذرد، نباید انتظار یک عنوان با جلوههای بصری باکیفیت را داشته باشید. با این حال زمانی که آن را با عناوین هم رده خودش مقایسه میکنید، متوجه زیباییهای خاص بازی The Darkness نیز خواهید شد. عنوان تاریکی در زمان خودش جلوههای گرافیکی نابی را در اختیار بازیکنان قرار میداد و روحیه خشن و مرگبار آنها را ارضا میکرد. به خاطر قدیمی بودن مکانیزم گیم پلی گاهی اوقات با باگهای مختلف روبرو میشوید و همچنین با شلوغ شدن درگیرها افت فریم نیز میدیدیم. اما تمام این مشکلات آن قدر تعداد زیادی نداشتند که باعث آزار کاربران شوند. بخش نورپردازی و صداگذاری صحنههای بازی به خوبی انجام شده بود و زمان درگیری هیجان بیشتری را به بازیکنان منتقل میکرد.
4) بازی Fear

از این اثر نسخههای جدیدتری نیز ساخته شد ولی متاسفانه به خوبی نسخه اول نتوانستند حس ترس را به مخاطب انتقال دهند. بازی Fear عنوانی که سبک FPS با یک حس وحشت ناب ادغام کرده بود و واقعا بازیکنان را در زمان گیم پلی میترساند. با اینکه از زمان انتشار آن زمان زیادی میگذرد، اما اولین عنوان اول شخصی است که داستان خوب و عناصر ترس را به خوبی در کنار یکدیگر گنجاند.
شاید از ترس این اثر بشود یک مجموعه کامل ساخت، اما نسخه اول هنوز به عنوان بهترین نسخه این سری به حساب میآید که تمرکز زیادی روی ترساندن بازیکنان دارد. اگر لشکری از ابر سربازها هم داشته باشید، در صورتی که با دختری به نام آلما روبرو شوید کار کل ارتش شما ساخته است. احساس درمانده بودن در برابر این دخترک، اولین حسی است که به سراغ شما میآید. داستان این اثر نسبت به دیگری بازی های ترسناک عمق چندانی ندارد، اما اگر میخواهید حس بهتری از آن بگیرید تمام اطلاعات گوشه و کنار فضای بازی را بررسی کنید.
شخصیت بازی میتواند در حین درگیریها از توانایی Reflex Time استفاده کند تا روند مبارزهها کندتر از قبل شود. این ویژگی با فیزیک اصلی بازی رابطه خوبی دارد و به شکل زیبایی روی گیم پلی بازی پیادهسازی شده است. در بخش دیگر تواناییهای خودتان با قابلیت Particle مواجه میشوید، در این حالت میتوانید رد گلولههای دشمن را رهگیری کند و از آنها دور شوید. با تمام قدیمی بودن بازی، شاهد کیفیت تخریب بالایی از آن هستیم که در زمان خودش واقعا ویژگی مهمی برای یک عنوان شوتر به حساب میآمد.
5) بازی Layers of Fear

عنوان Layers of Fear در زمان انتشار شبیه به هیچ کدام از عنوانهای ژانر وحشت نبود و تمرکز زیادی روی داستان خودش داشت. خبری از حضور قهرمان نیست و شاهد یک ترس ماورالطبیعه خواهید بود که تا انتهای بازی تمامی ندارد. شما اجازه دارید تا کنترل یک نقاش افسرده را به تنهایی در عمارت نسبتا خالی خود به دست بگیرید، این به شما بستگی دارد که بفهمید چه بر سر خانواده نقاش و حرفه او آمده است. داستان بازی فقط به این موضوع خلاصه نمیشود و پیچ و خمهای زیادی را باید دنبال کنید تا بعد از جمع کردن تمام پازلها به جواب نهایی برسید.
تعامل شما با اتفاقهایی که شکل میگیرند، معمولا حالت نرمالی ندارد و باید تصمیمات خاص خودتان را بگیرید. هر واکنش که به اتفاقهای بازی داشته باشید، فضای بازی نیز با توجه به واکنشهای شما تغییر خواهند کرد. برای به دست آوردن پازلهای داستان انتظار یک روند پیچیده را نداشته باشید، زیرا همه آنها با کمترین چالش پیدا میشوند. این موضوع برای نسخه اول بازی نقطه ضعف خاصی به حساب نمیآید؛ زیرا حس ترس به خوبی حس میشود و میتواند همپوشانی خوبی برای موارد کمرنگتر این اثر داشته باشد.
جنس ترسی که در بازی Layers of Fear احساس میکنید در کمتر عنوانی دیده میشود و بیشتر سبک و سیاق ترسهای روانی دارد. ترسهای بازی با یک سبک هنری تلفیق شدهاند و یک شکل خاص از یک حس متفاوت را به گیمرهای ژانر ترس انتقال میدهند. گیم پلی بازی به اندازه داستان و محیط زیبای این اثر حرف زیادی برای گفتن ندارد، اما اگر از یک عنوان ژانر ترس انتظار پاشیدن خون به در و دیوار را دارید، شاید این بازی نتواند توقعات شما را برآورده کند.
6) بازی Phasmophobia

این اثر تنها بازی در این لیست بوده که برای تجربه چند نفره ساخته شده است. شما به سه بازیکن نیاز دارید که کار شکارچیان ارواح را انجام دهند. برای اینکه همه چیز به خوبی در روند بازی پیش برود، نیاز چندانی به تخیلات عجیب و غریب ندارید. برای خلاص شدن از شر شخصیتهای شرور بازی میتوانید از ترفندها و ابزارهای مختلفی استفاده کنید، اما برای شناسایی و از بین بردن آنها نیاز به خلاقیت و هوش خوبی دارید. بازی به حدی میتواند حس وحشت را خوب منتقل کند که اگر تمام دوستانتان را هم کنارتان داشته باشید، باز هم ترس به سراغتان خواهد آمد.
در طول بازی هر چقدر که ذکاوت بیشتری به خرج دهید احتمال زنده ماندن شما تا پایان داستان افزایش پیدا میکند. هر چقدر که سطح هوشیاری کاراکترها پایینتر باشد، زودتر به دست اشباح شکار میشوند. بنابراین باید همیشه سطح هوشیار را به بالاتری میزان خودش برسانید. برای اینکه روند گیم پلی را بهتر پیش ببرید، باید مداوم با تیم خودتان مشورت کنید تا شناسایی ارواح را راحتتر انجام دهید. اتمسفر این اثر به گونهای طراحی شده که گاهی اوقات پیش بردن گیم پلی را سخت میکند؛ زیرا حس ترس به شما اجازه ادامه دادن بازی را نمیدهد.
تاریکی در تمام مکانهایی که به آنها سر میزنید حرف اول را میزند، اگر برای یک لحظهای چراغ قوه خاموش شود دیگر هیچ چیز قابل دیدن نیست. در کنار تاریکی در اتمسفر بازی، سرد بودن محیط را داریم که با بیرون آمدن بخار از دهن کاراکترها این موضوع مشخص میشود. همچنین باید این موضوع را در نظر بگیرید که همیشه ارواح شکارچی در اطراف دوستانتان پرسه میزنند تا در اولین فرصت ممکن آنها را شکار کنند. تمام این موارد را اگر کنار بگذاریم، شما زمانی ترس واقعی را حس میکنید که یکی از ارواح برای شکار کردن به سمت یکی از بازیکنان حمله کند.
ارواح بازی با روشهای مختلف شما و دوستانتان را تهدید کرده یا تمام درهای خروجی و ورودی را قفل میکنند و اجازه هیچ حرکت را به بازیکنان نمیدهند. حضور تمام ارواح شرور بازی حس میشود و گاهی اوقات پشت سرتان قرار دارند و اینجا است که مرگ از کنار گوشتان میگذرد. در بازی Phasmophobia ترس خلاصه به یک نفر نمیشود و اگر اشباح بازی قصد ترساندن گروه را داشته باشند، فقط سراغ یک نفر نمیروند. ایده این بازی را در کمتر عنوانی میبینیم و به همین خاطر یک اتفاق جالب برای بازی های ترسناک ماورایی به حساب میآید.
7) بازی Fatal Frame

بازی ترسناک ژاپنی Fatal Frame بود که توانست المانهای ترس را در بین گیمرها جابهجا کند. عنوان Fatal Frame برای کنسول پلی استیشن 2 ارائه شد و در زمان خودش اثر فوقالعاده ترسناکی به حساب میآمد. در گیم پلی بازی سلاحهایی با نامهای شمشیر نفرین شده و پنجههای میمون دارید (monkey paws, cursed swords). علاوه بر این موارد، مجهز به دوربینی هستید که به شما در شناسایی ارواح کمک میکند. تمام ارواح بازی قصد دارند به شما آسیب برساند و وجودتان را تسخیر کنند. شاید فکر کنید که با گذشت زمان ترس بازی یکنواخت میشود، اما وحشت این عنوان تا انتهای بازی ادامه خواهد داشت.
این اثر برای اولین بار در سال 2001 به بازار عرضه شد و با سبک وحشت خاص خودش به عنوان یک اثر کلاسیک جای خودش را در بین بازی های ترسناک باز کرد. مجموعه Fatal Frame افسانههای محلی را به صورت داستان درمیآورد که ارواح محلی نقش مهمی در آن را بازی میکنند. سیستم گیم پلی بازی در ابتدای کار خودش پتانسیل خوبی از خودش نشان میدهد، اما با گذشت زمان و پیشرفت داستان متاسفانه جریان یکنواختی به خودش میگیرد. جدا از یکنواخت شدن مکانیزم مبارزات بازی، جریان ماموریتهای این عنوان نیز تکراری میشوند و ممکن است برای بازیکنان حوصله سربر باشند. برای مثال اگر یک مسیر را با یک شخصیت خاص پیش ببرید، باید همان مسیر را با یک کاراکتر دیگر تجربه کنید و تکرار خستهکنندهای میشود.
یکی از مهمترین عواملی که باعث میشود بازی هیجان و ترس بیشتری داشته باشد، استفاده از صداگذاری و آهنگسازی مناسب با محیط بازی است. موزیک متن و صداسازی این اثر میتواند تجربه ناب یک بازی دلهرهآور را به شما ارائه دهد؛ زیرا تمام مولفههای صداگذاری این عنوان به زیباترین شکل ممکن طراحی شدهاند. در کنار همخوانی موزیک متن با محیط بازی، شاهد کیفیت بالا صداپیشگی شخصیتها هستیم که ذهن گیمرها را به خوبی درگیر خودشان میکنند.
8) بازی Amnesia: The Dark Descent

با اینکه این عنوان برای روند ساخت خودش از مجموعهای از داستانهای ترسناک فراطبیعی مختلف از قلعههای گوتیک گرفته تا سنگرهای جنگ جهانی اول الهام گرفته است، باز هم به اندازه هیچکدام از بازیهای آمنزیا (Amnesia) دیده نشده است. شما در زمان شروع داستان خودتان را نمیشناسید و در قلعه براننبورگ از خواب بیدار میشوید و قصد فرار دارید. شخصیت داستان سعی دارد گذشته خودش را به خاطر بیاورد تا شاید حافظهاش را بازگرداند. در طول مسیر این اثر پازلها، موجودات ماوراءطبیعی فراوان و ترسهایی وجود دارند که حتی بعد از تمام شدن بازی نیز در خاطرتان باقی میمانند.
برای مقابله با موجودات ماورایی بازی هیچ سلاحی در دست ندارید، تنهای کاری که باید بکنید فرار از دست هیولاهای بازی است. برای زنده ماندن باید گاهی به تاریکی پنهان ببرید؛ زیرا حضور داشتن زیاد در نور باعث میشود که راحتتر شما را پیدا کنند. به منظور اینکه در تاریکی بتوانید مسیر خودتان را ادامه بدهید، نیاز به منابع خاصی دارید تا با استفاده از آنها مشعل روشن کنید. برای اینکه بقای بیشتری در بازی داشته باشید باید مدام منابع ضروری را چک کنید تا از تمام شدن آنها جلوگیری شود. معمولا آثار ترسناک برای سختتر کردن مراحل خودشان از پازلها و معماهای متعددی استفاده میکنند، این بازی نیز از این حالت مستثنی نیست.
پایین بودن کیفیت هوش مصنوعی هیولاها ممکن است برای برخی از گیمرها آزار دهنده باشد. البته این مورد در سال 2010 شاید کمی سختگیری به حساب بیاید، اما موجودات بازی تلاش زیادی برای پیدا کردن شما نمیکنند. پنهان شدن از دست آنها کار سختی به حساب نمیآید و اگر شما را نبینند، دیگر تلاش زیادی بابت رسیدن به هدفشان انجام نمیدهند. همچنین تاریکی باعث میشود که اگر نزدیکشان هم باشید به شما توجه چندانی نکنند.
9) بازی Silent Hill

مجموعه Silent Hill از زمان شروع کار خودش یک فرنچایز فوقالعاده ترسناک را استارت زد و تا به حال کسی موفق به ساخت مجموعهای تا این حد دلهرهآور نشده است. با اینکه سالها از انتشار نسخه اول این سری میگذرد، هنوز ترس و دلهره خودش را برای تمام سنین حفظ کرده است. شما در تمام عناوین این مجموعه مه و غبار را حس میکند و با آژیرهای ترسناک و شخصیت کلههرمی دست و پنجه نرم میکنید. سازندههای بازی با قرار دادن عناصر غم و اندوه در میان حس ترس و وحشت، یک احساس خالص به وجود آوردهاند که صحبت نکردن در مورد آن کار آسانی نیست.
اولین نسخه بازی در سال 1999 منتشر شد و به اندازه خودش سر و صدای زیادی به پا کرد. سری Silent Hill تا سال 2014 کار خودش را ادامه داد و برای نسل هشتم نیز عنوان جذابی در اختیار گیمرها قرار داد. طراحی موجودات و دشمنان بازی با تمام عناوین ترسناک تفاوت زیادی دارد، این موضوع را میتوانید در همان ابتدای ورود به شهر سایلنت هیل مشاهده کنید. شخصیت داستان جنازهای را میبینید که با میخ به دیوار کوبیده شده و در بین جریان داستان خودش نیز توسط موجوداتی کشته میشود. قرار دادن محیطهایی مثل مدرسه و تیمارستان به خوبی توانستند ترس بازی را تا حد فراوانی افزایش دهند.
در تیمارستانهای شهر سایلنت هیل ارواح و شیاطین خبیثی حضور دارند که با رفتار هولناک خودشان به راحتی هر انسانی را قربانی میکنند. جدا از قسمتهای شهری و ساختمانهای ترسناک باید به زیرزمین بروید و در فاضلاب در کنار عنکبوتها و حشرات چندشآور به دنبال مدارک مورد نیازتان بگردید. حسی که در تمام آثار Silent Hill تجربه میکنید تنها به بخش ترس خلاصه نمیشود و اندوه دوست همیشگی شما خواهد بود. در واقع در مکانهایی قرار میگیرید که فراری برای شما وجود ندارد و باید با تمام حس غم و وحشت خودتان مبارزه کنید.
10) بازی Pac-Man

شخصیت Pac-Man دوست دارد زندگی سادهای را ادامه دهد، اما به لطف گروهی از ارواح این کار ممکن به نظر نمیرسد. این اثر دوستداشتنی مظهر اصلی بازیهای کلاسیک به حساب میآید، ولی به خاطر تمرکز زیادی که روی زنده ماندن کاراکتر بازی شده، کمتر میتوان تشخیص داد که در واقع در جمع شیاطین قرار دارد. برخلاف ظاهر ساده و فریبدهنده این عنوان، بازی Pac-Man از نظر فنی یک عنوان ترسناک ماوراءطبیعی است.
هر چقدر که ارواح بازی به شما نزدیکتر میشوند، حس ترس و هیجان نیز به بالاترین سطح خودش میرسد و این احساس تا انتهای بازی ادامه دارد. چه بازی را تازه شروع کرده باشد و چه به انتهای مراحل برسید، در هر صورت استرس نزدیک شدن ارواح به شما همیشه همراهتان خواهد بود. بازیهای سبک آرکید از دهه هشتاد تا به حال هنوز جذابیت خودشان را حفظ کردند، همینطور به دلیل ظاهر ساده و دوستداشتنی آنها، کمتر کسی در مورد این عناوین نظر منفی دارد.
در گیم پلی بازی باید یک موجود زرد رنگ را هدایت کنید و همیشه ارواح حاضر در مسیر، قصد خوردن شما را دارند. شما باید تمام نقاطی که در مسیر هستند را جمع کنید و در طی انجام دادن این کار ممکن است توسط یکی از ارواح شکار شوید. در صورتی که نقاط بزرگتری را بخورید، ارواح بازی از شما دور میشوند. هر چقدر هم که به بازیهای نسل جدید علاقه زیادی داشته باشید، عنوانی مثل پک من میتواند لحظات به یاد ماندنی را برای شما بسازد.
خط پایانی
به جرات میتوان گفت که سبک بازی های ترسناک از جمله ژانرهای بسیار پرطرفدار و پرمخاطب است که بازیکنان را از سرتاسر جهان به سمت خودش میکشد. تا به امروز عناوین مختلفی در سبک وحشت به بازار عرضه شدند، ولی سبک ماورایی میتواند به بازیکنان حس جدیدتر و خارج از تصوری را منتقل کند. حس ترس علاوه بر اینکه هیجان بازی را چند برابر میکند، بلکه میتواند لذت به یادماندنی و جالبی را به بازیکنان انتقال دهند. در همین راستا ما با تهیه لیستی از بهترین بازی های ترسناک ماورایی سعی کردیم شما را وارد دنیایی باورنکردنی و فراتر از واقعیت کنیم که علم و آگاهی در آن مفهوم خاصی پیدا میکنند. در چند سال اخیر استودیوهای بازیسازی سعی داشتند ایدههای ماورایی و ترسناک خودشان را ایجاد کنند تا بازیکنان با نوع دیگری از ترس آشنا شوند. در نهایت امیدواریم از مطالعه لیست ما لذت برده باشید و به نظر شما چه عنوان ترسناک ماورایی دیگری میتوانست در لیست ما حضور داشته باشد؟ شما عزیزان میتوانید نظرات سازنده و ارزشمند خودتان را با دیگر کاربران و تیم پارسی گیم به اشتراک بگذارید.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه