بازیهای نقشآفرینی کامپیوتری یا CRPG از آن دسته آثاری هستند که آزادی عمل، انتخابهای داستانی، ساخت شخصیت و تعامل با دنیای بازی را به بخش مهمی از تجربه بازیکن تبدیل میکنند. برخلاف بسیاری از بازیهای نقشآفرینی که مسیر مشخصتری را پیش روی مخاطب قرار میدهند، بازیهای CRPG معمولاً این فرصت را به شما میدهند که داستان را تا حدی مطابق خواسته و تصمیمهای خودتان پیش ببرید. همین آزادی میتواند باعث شود هر بازیکن تجربهای متفاوت داشته باشد و حتی سالها بعد، هنوز شخصیتها، انتخابها و اتفاقات یک بازی را به خاطر بیاورد.
چرا برخی بازیهای CRPG در ذهن ما میمانند؟
اما چه چیزی یک CRPG را به تجربهای ماندگار تبدیل میکند؟ پاسخ این سؤال میتواند برای هر بازیکن متفاوت باشد. در این مطلب قرار نیست بهترین بازیهای تاریخ این ژانر را انتخاب یا آنها را بر اساس امتیاز متاکریتیک، نقد رسانهها یا نظر منتقدان رتبهبندی کنیم. این چهار بازی به دلیل تجربهای که شخصاً از آنها داشتهام و همچنین جایگاهی که در میان طرفداران این ژانر پیدا کردهاند، در این فهرست قرار گرفتهاند. هدف این مطلب معرفی آثاری است که هرکدام به دلیلی تجربهای بهیادماندنی را رقم زدهاند؛ از داستانسرایی و شخصیتهای ماندگار گرفته تا آزادی عمل، سیستم مبارزات و کیفیت نقشآفرینی. در کنار نقاط قوت، نگاهی هم به ضعفهای هر اثر خواهیم داشت تا ببینیم چرا این بازیهای CRPG بهیادماندنی ارزش تجربه کردن دارند. در واقع لفظ CRPG، یک کلمه برای معرفی بازی های نقش آفرینی کلاسیک و قدیمی است که تمامی عناصر در آن، قوی و پرمحتوا و کامل کار میشد، از گیمپلی گرفته تا داستان و شخصیتپردازی.
1) بازی Baldur’s Gate 3 و استانداردسازی جدید برای ژانر CRPG

کمتر بازی نقشآفرینی را میتوان پیدا کرد که به اندازهی Baldur’s Gate 3 روی این ژانر، استانداردهای آن و توقعات بازیکنان تاثیر گذاشتهباشد. بالدارز گیت 3 ساختهی استودیو لاریان، در سال 2023 منتشر شد و توانست عنوان برترین بازی سال را کسب کند. دلیل آن هم آزادی عمل، داستانگویی سینمایی و کیفیت فنی بسیار بالای این بازی بود. استودیو لاریان با اقتباس از قوانین بازی رومیزی Dungeons & Dragons، اثری خلق کرده است که در کنار حفظ عمق و پیچیدگیهای یک CRPG، از میانپردههای سینمایی، انیمیشنهای چهره باورپذیر و صداگذاری باکیفیت بهره میبرد. شخصیتهای همراه نیز با داستانهای شخصی، روابط پیچیده و واکنشهای متفاوت خود به تصمیمهای بازیکن، نقش مهمی در شکلگیری تجربه بازی دارند. مجموعهی تمامی این ویژگیها باعث شده بازی Baldur’s Gate 3 نه تنها به یکی از برجستهترین و به یادماندنی ترین ژانر CRPG تبدیل شود، بلکه انتظارات را از بازی های AAA این سبک بسیار بالا ببرد.
یکی از بزرگترین ویژگیهایی که بالدارز گیت 3 را نسبت به دیگر عناوین CRPG متمایز میکند، آزاد گسترده بازیکن در نقشآفرینی و تاثیرات آن بر جهان و داستان بازی است. استودیو لاریان دست بازیکنان را کاملا باز گذاشته به طوریکه شما میتوانید یک قهرمان فداکار، شخصیتی خودخواه، شرور جاهطلب، کرکتری خاکستری یا فردی بیرحم و خونخوار باشید که برای رسیدن به اهداف خود ابایی از قربانی کردن دیگران ندارد. این تصمیمات نیز عواقب مختلفی خواهند داشت و فقط چند خط دیالوگ نیستند؛ این تصمیمات علاوهبر سرنوشت شخصیت اصلی، سرنوشت شخصیتهای همراه، گروههای مختلف و حتی جوامع درون بازی را تحت تاثیر قرار دهند. ترکیب انتخابهای معنادار و عواقب آنها باعث شده که هر تجربهی بازی یک حال و هوای متفاوتی داشته باشد و بازیکنان را برای تجربهی دوبارهی آن و انتخاب تصمیمات جدید ترغیب کند.
با اینحال بالدارز گیت 3 یک اثر بدون عیب و ایراد نیست. سیستم مبارزهی نوبتی و قوانین نسبتاً پیچیده آن ممکن است برای بازیکنانی که به نبردهای سریع و اکشن عادت دارند، در ابتدا دشوار یا کُند به نظر برسد. همچنین سیستم تاس اندازی بازی که بخشی از هویت آن و جز قوانین بازیهای دانجنز اند دراگنز است، تبدیل به یک موضع دو قطبی میان طرفداران و بازیکنان شده؛ به صورتی که برخی افراد عاشق رندوم و تصادفی بودن اتفاقات داستانی و مبارزات بازی توسط این سیستم هستند درحالی که برای برخی باعث به وجودآمدن نتایخ ناخواسته شده و بازیکن را به سیو و لود کردن بازی پیش از هر تصمیم ترغیب میکند. همچنین برخی خطوط داستانی و پایانبندی آنها میتواند به اندازهی دیگر بخشهای بازی و داستانی درخشان نباشند. با این وجود، بالدارز گیت 3 توانست تبدیل به یکی از به یادماندنیترین و تاثیرگذارترین بازیهای CRPG تاریخ شود و به هر گیمری پیشنهاد میشود حتما یکبار این بازی را تجربه کند.
2) بازی Dragon Age: Origins ؛ میراث ماندگار استودیو بایوور

استودیو بایوور با ساخت بازی Dragon Age: Origins یکی از ماندگارترین تجربههای نقش آفرینی را خلق کرد؛ اثری که با داستان تاریک درباره تهدید پایان جهان، کشمکشهای سیاسی و تلاش برای متحدکردن مردمان پراکنده، بازیکن را به دل ماجرایی پر از انتخابات دشوار میبرد. بااینحال یکی از مهمترین دلایل ماندگاری این بازی، شخصیتهای همراه آن هستند. کارکترهایی مانند موریگِن و اَلیستِر صرفاً اعضای گروه شما نیستند، بلکه هرکدام باورها، عقاید، گذشته و انگیزههای مخصوص به خود را دارند و طول بازی میتوانند به شخصیتهایی تبدیل شوند که تا مدتها در ذهن بازیکن خواهند ماند. بایوور نشان داد که شخصیتهای همراه میتوانند چیزی فراتر از نیروهای مبارزه باشند و به بخشی جدایی ناپذیر از تجربهی بازی تبدیل شوند.
یکی از ویژگی های برجسته درگن ایج اوریجینز، سیستم Origin آن است که کمتر در دیگر بازیهای نقش آفرینی دیده شده و به بازیکن اجازه میدهد ماجراجویی را با یکی از شش سناریو اوریجین متفاوت آغاز کند. این سناریوها بر اساس نژاد و کلاس شخصیت تغییر میکنند و صرفاً مقدمهای کوتاه برای شروع بازی نیستند؛ روابط و اتفاقات آنها در بخشهای بعدی داستان نیز میتوانند بازتاب پیدا کنند. در نتیجه، گذشته شخصیت اصلی تنها بخشی از اطلاعات مربوط به او نیست، بلکه میتواند بر نحوه تجربه داستان تأثیر بگذارد. در کنار این ویژگی، تصمیمهای اخلاقی دشوار و پیامدهای آنها نیز به ماجراجویی عمق میبخشند. برخلاف برخی بازیهای نقشآفرینی جدیدتر، درگن ایج اوریجینز، لزوماً به بازیکن اجازه نمیدهد در تمام مسیر به یک شخصیت کاملاً شرور تبدیل شود، اما بارها او را میان انتخابهایی قرار میدهد که هیچکدام پاسخ ساده یا کاملاً رضایتبخشی ندارند و همگی خاکستری هستند.
هرچند بازی Dragon Age: Origins خالی از اشکال نیست. با گذشت سالها از انتشار بازی در سال 2009، بخشهایی از بازی سن خود را نشان میدهند. مبارزات تاکتیکی و سیستم مدیریت گروه و شخصیتها همچنان میتوانند جذاب باشند، اما ریتم کمبت، انیمیشنها، افکتها و برخی دیگر سازوکار های بازی، برای برخی از بازیکنان امروزی قدیمیاند. گرافیک بازی نیز دچار همچین مشکل شده است و با اینکه دارای یک جذابیت هنری خاصی هستند، برای بعضی افراد ممکن است خوشایند نباشد. UI و رابط کاربری بازی و طراحی برخی مراحل نیز میتواند به تجربهی بازی لطمه بزند، بخصوص مرحلهای بسیار طولانی و تکراری در برج جادوگران که بازیکنان برای رد کردن این مرحله از ماد استفاده میکنند! بااینحال این کاستیها برای من نتوانست از ارزش بازی کم کند. بدون شک Dragon Age:Origins همچنان اثری فراموش نشدنی و یک بازی CRPG ماندگار است که داستان، شخصیتها و انتخابات دشوار داستانی تا سالها در ذهن شما خواهند ماند. بایوور با ساخت درگن ایج اوریجینز نشان داد که چرا بازیهای نقش آفرینی فقط به مبارزه و ارتقای شخصیت مربوط نمیشوند و الهام بخش بسیاری از CRPG های دیگر شد.
3) بازی Divinity Original Sin 2؛ فانتزی تاریک استودیو لاریان

پیش از آنکه Baldur’s Gate 3 به یکی از مهمترین بازیهای نقشآفرینی سالهای اخیر تبدیل شود، استودیوی لاریان با بازی Divinity: Original Sin 2 نشان داده بود که چه تواناییهایی در ساخت یک CRPG عمیق و جاهطلبانه دارد. این بازی با داستانی فانتزی و تاریک، دنیایی سرشار از راز و شخصیتهایی با اهداف و انگیزههای شخصی، تجربهای ماندگار برای طرفداران این ژانر رقم میزند. شخصیتهای همراه تنها اعضای گروه شما نیستند و هرکدام گذشته، دغدغهها و داستان ویژه خود را دارند؛ حتی میتوانید یکی از آنها را بهعنوان شخصیت اصلی انتخاب کنید و ماجراجویی را از زاویه دید او پیش ببرید. برای من، فضای تاریکتر و روایت داستان در این بازی از نقاط قوت اصلی آن هستند و باعث میشوند حتی در مقایسه با بالدارز گیت 3 نیز تجربهای متفاوت و ارزشمند داشته باشد. داستان و دیالوگهای بازی مانند بالدارز گیت 3، همگی صداگذاری شدهاند و تنها تفاوت بسیار بزرگ، و شاید بتوان گفت نقطهی ضعف، عدم وجود داستانسرایی سینماتیک و موشن کپچر مانند بالدارز گیت 3 است. یکی دیگر از دلایل ماندگاری بازی، طراحی مراحل و دنیای بازی است که بسیار آن را ماندگار و متفاوت از دیگر بازیهای CRPG میکند.
یکی از بزرگترین تفاوتهای دیوینیتی: اوریجینال سین 2 با ساخته جدیدتر لاریان، سیستم مبارزات آن است. برخلاف Baldur’s Gate 3 که بر اساس قوانین Dungeons & Dragons طراحی شده، این بازی از سیستم اختصاصی خود استفاده میکند و با کنار گذاشتن کلاسهای ثابت، آزادی زیادی در ساخت شخصیتها و ترکیب مهارتها در اختیار بازیکن قرار میدهد. تعامل با محیط، ترکیب عناصر مختلف و امکان ساخت ترکیبهای قدرتمند، مبارزات را به میدان آزمایش ایدههای خلاقانه تبدیل میکنند. بااینحال، سیستم زره فیزیکی و جادویی بازی نیز یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای آن است؛ زیرا بسیاری از افکتهای کنترلی تا زمانی که زره مربوطه از بین نرفته باشد، روی دشمنان اثر نمیگذارند و این مسئله میتواند تنوع تاکتیکی مبارزات را محدود کند. از سوی دیگر، حالت Game Master به بازیکنان اجازه میدهد ماجراجوییهای اختصاصی خود را طراحی و اجرا کنند؛ قابلیتی که بازی Divinity: Original Sin 2 را فراتر از یک داستان از پیش نوشتهشده میبرد.
با وجود برخی نقاط ضعف، بازی دیوینیتی: اوریجینال سین 2 همچنان یکی از تجربههای ارزشمند برای علاقهمندان به بازیهای نقشآفرینی است. هرچند این بازی در مقایسه با Baldur’s Gate 3 از ارائه سینمایی و واکنشپذیری روایی گسترده کمتری برخوردار است، اما سیستم مبارزات متفاوت، آزادی در ساخت شخصیتها و فضای فانتزی خاص آن هویتی مستقل به بازی میبخشند. همچنین بازی انواع تصمیمهای سخت و خاکستری در مقابل بازیکن قرار میدهد و تمامی انتخابهای شما با واکنش همراهان و دیگر شخصیتهای بازی مواجه خواهند شد. اگرچه سیستم زره و برخی محدودیتهای روایی ممکن است برای همه خوشایند نباشند، Divinity: Original Sin 2 بهخوبی نشان میدهد که یک بازی CRPG برای ماندگار شدن لزوماً به ارائهای سینمایی در مقیاس Baldur’s Gate 3 نیاز ندارد.
4) بازی Warhammer 40K: Rogue Trader؛ یک اقتباس فوق العاده از جهان وارهمر

بازی Warhammer 40,000: Rogue Trader یکی از بهترین اقتباسهای دنیای تاریک و بیرحم وارهمر ۴۰ هزار در صنعت بازیهای ویدیویی است که بهخوبی میتواند بازیکنان را با جهان گسترده و پیچیده این مجموعه آشنا کند. استودیوی Owlcat با خلق داستانی تاریک و پرجزئیات، توانسته فضای خاص این جهان را به تصویر بکشد؛ دنیایی که در آن جنگ، فساد، تعصب و ناامیدی بخش جداییناپذیری از زندگی هستند. بااینحال، داستان بازی تنها به نمایش تاریکی و خشونت محدود نمیشود و در میان تمام این ناامیدیها، لحظاتی از عشق، وفاداری و امید نیز وجود دارند که به روایت آن عمق بیشتری میبخشند. داستان این بازی یکی از نقاط قوت درخشان و طلایی آن است که روگ تریدر با به یک CRPG ماندگار تبدیل میکند.
یکی از بزرگترین نقاط قوت روگ تریدر، آزادی عمل گسترده در نقشآفرینی و تأثیر تصمیمات بازیکن بر مسیر داستان است. شما میتوانید شخصیتی کاملاً متفاوت بسازید؛ از فردی که برای نجات دیگران و ایجاد تغییر تلاش میکند تا فرمانروایی بیرحم که با تعصب، خشونت یا حتی فساد نیروهای Chaos به اهداف خود میرسد. این انتخابها صرفاً به چند دیالوگ متفاوت محدود نمیشوند و میتوانند سرنوشت شخصیتها و گروههای مختلف را تغییر دهند. همراهان شما نیز از این قاعده مستثنا نیستند؛ بسیاری از آنها شخصیتهایی با گذشته، انگیزهها و باورهای منحصربهفرد هستند که تعامل با آنها یکی از جذابترین بخشهای تجربه بازی به شمار میرود. سیستم مبارزات نوبتی بازی نیز با تکیه بر مکانیکها و کلاسهای اختصاصی خود، تجربهای متفاوت از بسیاری از CRPGها ارائه میدهد و صرفاً به بازسازی قوانین بازی رومیزی وارهمر محدود نمیشود. شما میتوانید با انتخاب تلنتهای درست و ترکیب معماریهای مختلف، شخصیت خود را به یک غول توقف ناپذیر تبدیل کنید.
با وجود تمام این ویژگیها، Rogue Trader مشکلات قابلتوجهی نیز دارد. بخش بزرگی از بازی بهصورت متن و دیالوگهای نوشتهشده روایت میشود و محدود بودن صداگذاری در مقایسه با آثار دیگر در این مقاله ممکن است برای برخی بازیکنان خستهکننده باشد. گاهی تعداد نوشتهها و دیالوگها به حدی در بازی زیاد بود که به نظر میرسید من در حال خواندن یک رمان هستم تا انجام یک بازی ویدئویی. ولی شاید بتوان گفت همین دلیل باعث شده که روگ تریدر میزان بسیار زیادی انتخاب و تصمیم گیری داشته باشد. همچنین تعداد زیاد مبارزات و برخوردهای تصادفی، در کنار مشکلات مربوط به بالانس قدرت شخصیتها و مهارتها، گاهی ریتم بازی را مختل میکند؛ بهطوریکه بعضی مبارزات بیش از حد تکراری یا بیش از اندازه آسان میشوند، به طوری که با داشتن یک بیلد مناسب میتوانید اکثر مبارزات را پیش از شروع به پایان برسانید. بااینحال، بستههای الحاقی بازی با افزودن محتوای داستانی، امکانات جدید و طراحی بهتر برخی مراحل و مبارزات، تجربه کلی آن را غنیتر کردهاند. روگ تریدر شاید بینقص نباشد، اما آزادی نقشآفرینی، جهانسازی فوقالعاده و داستان منحصربهفردش آن را به یکی از بهیادماندنیترین تجربههای CRPG تبدیل میکند.
سخن پایانی
شاید یکی از دلایلی که بازیهای CRPG را به یکی از بهیادماندنیترین ژانرهای دنیای بازیهای ویدیویی تبدیل میکند، این باشد که هرکدام از آنها میتوانند تجربهای کاملاً متفاوت و شخصی برای بازیکنان رقم بزنند. گاهی این کیفیت فنی خیرهکننده، آزادی عمل گسترده و روایت سینمایی بازیهایی مانند Baldur’s Gate 3 است که ما را مجذوب خود میکند؛ گاهی شخصیتهای فراموشنشدنی و روابط عمیقی که در بازیهایی مانند Dragon Age: Origins شکل میگیرند. در تجربهای دیگر، داستان تاریک، فضای منحصربهفرد و شخصیتهای جذاب Divinity: Original Sin 2 هستند که در ذهنمان باقی میمانند؛ یا شاید این حجم گسترده از انتخابها و پیامدهای تصمیماتمان در Warhammer 40,000: Rogue Trader باشد که باعث میشود هر بار تجربهای متفاوت داشته باشیم. در نهایت، چیزی که این بازیها را ماندگار میکند، تنها کیفیت ساخت یا بزرگی دنیای آنها نیست؛ بلکه احساسی است که از زندگی کردن در این دنیاها، شناختن شخصیتهایشان و تأثیر گذاشتن بر سرنوشت آنها با خود به همراه میبریم.
حالا نوبت شماست! تجربه شما از بازیهای معرفیشده در این مقاله چه بوده است؟ کدامیک برایتان بهیادماندنیتر بوده و چه چیزی باعث شده هنوز هم آن را به خاطر داشته باشید؟ اگر هم بازی CRPG دیگری را میشناسید که جای خالیاش را در این فهرست احساس میکنید، حتماً نام آن را در بخش نظرات با ما و دیگران به اشتراک بگذارید!
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه