زمانی که یک بازی با گرافیک بالا را تجربه میکنید، تمام صحنهها و روایتها به واقعیت نزدیک میشوند. حال اینکه المانهای گرافیکی با جلوههای بصری تلفیق شوند، شاهد یک شاهکار هنری خواهیم بود. برخی از بازی های گرافیکی با اینکه سالها از ساخت آنها گذشته است، هنوز جذابیت خودشان را دارند و مهارت استودیوهای خودشان در توسعه پروژه را به نمایش میگذارند. با پیشرفتهتر شدن سخت افزارهای گرافیکی، سازندگان بازیهای ویدئویی باید به دنبال رویکرد جدیدتری برای ارائه تصاویر و صحنههای گرافیکی سرگرمکننده باشند. همراه پارسی گیم با معرفی بازی های گرافیکی قدیمی باشید که در زمان انتشار پیشتاز جلوههای بصری بودند.
بازی هایی که در زمان انتشار گرافیک بالا داشتند
با اینکه بخش جلوههای بصری نقش مهمی را در رویکرد کلی بازی ایفا نمیکند، اما از لحاظ انتقال حس و ارائه تجربه بهتر میتواند جایگاه مهی را به خودش بدهد. بازی های گرافیکی اگر در قسمت المان های بصری به صورت حرفه ای عمل کنند، می تواند حس واقعگرایانهتری را به بازیکنان انتقال دهد. با پیشرفتهای کم سخت افزارهای گرافیکی، به سختی میتوان به خاطر آورد که صنعت بازیهای ویدیویی تنها در یک یا دو سال شاهد چه تغییراتی بوده است. گاهی اوقات یک بازی آنقدر خوب طراحی میشود و گرافیک آن به قدری پیشرفته است که سالها طول میکشد تا بقیه کمپانیها اثری شبیه به آن را وارد دنیای گیم کنند.
1) بازی Forbidden Siren

به دنبال موفقیت بازی سایلنت هیل، کیچیرو تویاما (Keiichiro Toyama) از کونامی جدا شد تا بازی خودش را با سونی بسازد. این عنوان از خیلی از آثار ترسناک امروز وحشتناکتر بود و صحنههای دلهرهآورتری را برای گیمرها به نمایش میگذاشت. با استفاده از قابلیت sightjacking به شما اجازه داده میشد که دنیای بازی را از دید هر شخصیتی مشاهده کنید. برخی از سکانسها این عنوان واقعا هولناک بودند و برای زمان خودش واقعا ارائه این بازی با این حجم از ترس واقعا عجیب به نظر میرسید.
از نظر جلوههای بصری این اثر حرفهای قابل توجهی برای گفتن دارد و موفقیت خوبی را در کارنامه خودش ثبت کرده است. نحوه طراحی محیط بازی واقعا جای تحسین دارد، با اینکه بیشتر چهرههای کاراکترها جزئیات خاصی را به نمایش نمیگذارند. متاسفانه عدم وجود جزئیات بیشتر در چهره شخصیتها سبب شده که حس غیرطبیعی بودن کاراکترها را احساس کنیم. از نظر ساختار، محیط بازی شباهتهای زیادی را به مجموعه سایلنت هیل مشاهده خواهید کرد و اگر طرفدار فرنچایز سایلنت هیل هستید حس متفاوتی از این اثر میگیرید.
کارگردانی سایلنت هیل اول و این عنوان توسط یک نفر انجام شده است، ولی این اثر جایگاه بهتری در بین متقدان پیدا کرد. در نسخههای بعدی شاهد این روند بودیم و در آخر استودیو پراجکت سایرن کار تولید این مجموعه را به صورت کامل متوقف کرد. دلیل متوقف شدن این سری کنار گذاشتن برخی از اعضای تیم سازنده عنوان میشود و قطعا افراد سازنده این اثر از استعداد بالایی برخوردار بودند.
2) بازی Final Fantasy 13

عنوان Final Fantasy 13 برای طولانیترین مدت یکی از بهترین بازی های گرافیکی زمان خودش بود و تمرکز زیادی روی ادامه دادن داستانهای خطی نسخههای گذشته خودش را داشت. شاید ارائه دادن این محتوا برای 13 نسخه بعد از روایت داستان اولیه کمی دیر به نظر برسد. جلوههای بصری این عنوان عمق چندانی ندارند و بی هدف بودن هر کدام از آنها را به راحتی میبینیم.
عنوان Final Fantasy 13 نه تنها یکی از جذابترین بازیهای این سری از نظر گرافیکی است، بلکه یکی از زیباترین عناوین کنسولی نیز محسوب میشود. اولین بازی که برای کنسول پلی استیشن و ایکس باکس منتشر شد در واقع نسخه اول Final Fantasy بود که در همان ابتدای کار خودش، سر و صدای زیادی به پا کرد. در کنار تمام جلوههای بصری خوش رنگ و لعاب این اثر، کات سینهای به موقع و دوستداشتنی این بازی را میبینیم که حس خوبی را به بازیکنان القا میکنند.
داستان این اثر در ابتدای کار خودش به درخشانترین شکل ممکن ظاهر میشود، ولی به مرور زمان تب و تاب خودش را از دست میدهد و مثل قبل گیرایی خودش را ندارد. همچنین شخصیتهای بازی در ابتدای آن جذابیت بیشتری دارند و با گذشت زمان پتانسیلهای بالای خودشان را میبازند. البته همه چیز به همین روال پیش نمیرود و در پایان بازی همه چیز به جذابیت خودش برمیگردد. حفره داستانی که اواسط بازی شکل میگیرد باعث کمتر شدن جذابیت این اثر میشود و به عنوان یک ضعف بزرگ از آن یاد خواهد شد.
3) بازی Silent Hill 3

معمولا بازیهای ترسناک زمانی که پیر میشوند مورد توجه بیشتر گیمرها قرار میگیرند و دوست دارند بار دیگر آنها را با گرافیک بالاتری تجربه کنند. عنوانی مثل Silent Hill 3 یک بازی با گرافیک بالا بود که ثابت کرد کنسول نسل ششم پلی استیشن محدودیتها را به راحتی پشت سر میگذارد. این بازی یک سر و گردن از تمام عناوین ترسناک زمان خودش جلوتر بود و یک داستان گیرا را در کنار گرافیک فوقالعاده خودش عرضه میکرد. کات سینهای زیادی در نسخه قبل وجود داشتند که برای بازیکنان آزاردهنده بودند، ولی در نسخه سوم تمام این کات سینها حذف شدند و بازی دوستداشتنیتری را ارائه دادند.
جزئیات صورت شریل (Cheryl)، نحوه بازتاب نور، نحوه قرارگیری سایه در گوشههای بازی، شروع صحنه آغازین با حضور شریل و عبور نور از لابه لای پرده حتی با استانداردهای امروزی مورد توجه قرار میگیرند. بیشتر عناوینی که در آن سال عرضه شد تا این حد به جزئیات توجه نداشتند و توان ارائه این حد از فضای گرافیکی را نیز در توان خودشان نمیدیدند. با اینکه گرافیک بازی نسبت به سریهای گذشته خود بهبود یافته است، اما به نظر میآید باز هم جای بهتر شدن را داشت.
محیط این اثر ترس خاصی را در دل خودش پنهان کرده و از احساسات شکننده یک دختر سرچشمه میگیرد. بخش نورپردازی این اثر به بهترین نحو ممکن عمل کرده است و جزئیات بازی را کاملا واضح به نمایش میگذارد. دوربین و زاویه دید بازیکنان در حالت سوم شخص قرار گرفته است و باید برخی اوقات از رادیو و چراغ قوه برای پیشروی راحتتر استفاده کنید. برخی از سکانسهای بازی شما را مجبور به درگیری با دشمنان میکند و گاهی اوقات نیز چالشهای دشواری را پیش روی شما میگذارد.
4) بازی NFL 2K

کمپانی Dreamcast برای اولین بار از نظر لانگ شات پیشرفتهترین عنوان خودش را به میدان میآورد و یک اثر دوستداشتنی برای کنسول ارائه میدهد. جلوههای بصری و گیم پلی این عنوان در کنار یکدیگر یک شاهکار چشمگیر را به طرفداران بازیهای ورزشی عرضه میکنند. در آن زمان بازیکنان زمین شبیه به بلوکهای متحرک بودند و برای انیمیشنهای حرکتی کاراکترها پتانسیل زیادی نمیدیدیم. با این حال بازی NFL 2K باعث شد که بازی فوتبال آمریکایی طبیعی و روانتر به نظر برسد. با اینکه از بازیکنان اشکالی شبیه به چند ضلعی دیده میشد، ولی در زمان خودش به عنوان یکی از پیشرفتهترین آثار ورزشی به حساب میآمد. بازیکنان فوتبال تا حدودی شبیه به بازیکن واقعی بودند، ولی در نمایشگرهای CRT تشخیص آنها تا حدودی مشکل بود. با این حال استودیو Dreamcast سعی کرد، عنوانی را ارائه دهد که از نظر زیباییشناسی قابل تامل باشد.
5) بازی Super Mario 64

با اینکه این اثر دوستداشتنی در سال 1996 عرضه شد، ولی از نظر هنری و گرافیکی جزئیات زیادی را ارائه میداد. بازی Super Mario 64 از تمام قابلیتهای گرافیکی Nintendo 64 برای معرفی خودش استفاده کرد و یک اثر پلتفرمی سه بعدی جدید را برای نسلهای بعد به یادگار گذاشت. اکثر بازیهای مدرن ماریو میتوانند سبک هنری خود را به این بازی بازگردانند، بنابراین نسخههای به روزرسانی شده و جدیدتری از این اثر را به مرور زمان دیدیم که جلوههای گرافیکی بیشتری داشتند. زمانی که بازی Super Mario 64 در دسترس گیمرهای نینتندو قرار گرفت، مدلهای جدید و انیمیشنهای تاثیرگذار سه بعدی به دنیای بازیهای ویدئویی اضافه شدند. ماریو 64 ظاهر گرافیکی خوبی داشت و با سرعت زیادی به یکی از محبوبترین عناوین پلتفرمی زمان خودش تبدیل شد.
6) بازی God Of War

این اثر دوست داشتنی نه تنها در زمان خودش به عنوان یک بازی با گرافیک بالا شناخته میشد، بلکه پیشرفتهترین بازی از نظر گیم پلی و جلوههای بصری نیز بود. عجیب به نظر میرسید که این اثر جای خودش را در بین آثار پلی استیشن 2 باز کند و با وضوح بالای 480 اجرا شود. تمام کاراکترها در جریان داستانی بازی حضور داشتند و از نظر ظاهری جزئیات زیادی داشتند و به شکلی دقیق روی طراحی هر کدام از آنها کار شده بود. شاید اگر این بازی در زمان کنونی منتشر میشد، یک ماجراجویی سوم شخص را روایت میکرد که مورد توجه کمتر گیمری قرار میگرفت.
عنوان God of War که یکی از بهترین بازیهای تمام دوران به حساب میآید که یک بازی جذاب از نظر جلوهای بصری در تمام سطوح است و منتقدان آن زمان این عنوان را به خاطر آن تحسین کردند. در تمام بخشهای بازی شخصیت کریتوس با دشمنان بسیار بزرگتر از خودش درگیر میشود و صحنههای درگیری مهیجی را خلق میکند. باید تعجب کرد که چگونه این بازی چندین سال بعد، تجربه بصری بسیار پویاتری نسبت به گرافیک ایزومتریک Diablo 3 داشت.
7) بازی Quake 3

جای تعجب ندارد که بسیاری از بازیها با استفاده از موتور Quake 3 ساخته شدهاند. زمانی که این بازی کلاسیک ساخته شد، بیشتر عنوان در حال استفاده از حالت اکشن deathmatch بودند و زیادی به جلوههای بصری توجه چندانی نداشتند. این اثر از استاندارهای طلایی گرافیک زمان خودش استفاده کرد و با فناوری سایهزنی و بهرهگیری از بافتهای با وضوح بالا، یک اثر دلنشین را در اختیار گیمرها قرار داد. همچنین افکتهای جذاب بازی جای خودش را به خوبی در دل بازیکنان باز کرد و باعث خوشحالی افرادی شد که به تازگی کارت گرافیک خود را ارتقا داده بودند. نمیتوان به راحتی گفت که موتور سری Call of Duty فقط یک موتور اصلاح شده بازی Quake 3 بود، اما این مورد نیز دور از واقعیت نیست. اگر به کسی گفته میشد که یک بازی با موتور Quake 3 ساخته شده است، قطعا از فوقالعاده بودن آن اثر مطمئن بود.
8) بازی Crysis

زمانی که این بازی منتشر شد بیشتر کامپیوترها توانایی اجرا کردن این اثر را نداشتند و بازی آنقدر جلوتر از زمان خودش بود که سالها پس از انتشار به یک برنامه بنچمارک برای کارتهای گرافیک تبدیل شد. ویژگیهای بصری در موتور بازی Crysis زیاد بودند و بیشتر کارتهای گرافیک آن زمان توان پردازش این حجم از جلوههای بصری را نداشتند و حتی رایانههای پرقدرت نیز نمیتوانستند از همه آنها بهره بگیرند.
موتور CryEngine 2 برای این بازی استفاده شد و دارای 85000 سایه زن و یک گیگ اطلاعات بافت بود. قطعا با گذشت زمان فناوریهای گرافیکی تغییر کردند و برای پردازش این حجم از اطلاعات بهینهتر شدند، اما در سال 2007 حضور این شاهکار واقعا جای تعجب داشت. اگر به تازگی قصد شروع این بازی را داشته باشید، قطعا متعجب میشوید که 20 سال پیش چنین عنوان قدرتمندی عرضه شده بود. عنوان Crysis توانست جهش بزرگی در صنعت بازیهای ویدئویی ایجاد کند و یک انقلاب تمام عیار در جلوههای بصری بسازد.
جدا از جذابیت و دلنشین بودن بخشهای گرافیکی و جلوههای نمایشی بازی، شاهد یک گیم پلی جذاب و مهیج بودیم که به خوبی تمام طرفداران سبک اکشن اول شخص را درگیر خودش میکرد. با اینکه نسخههای بعدی نیز با موفقیت خوبی روبرو شدند، اما باز هم نتوانست جایگاه سری اول بازی را به خودشان اختصاص دهند. در سال 2007 در واقع کامپیوتر قوی نبود که بتواند بازی Crysis بدون کوچکترین لگی اجرا کند. شرکت Crytek قصد داشت قدرت خودش را در زمینه بازیسازی به رخ دیگر حریفانش بکشاند و البته در این مورد نیز تا حدی زیادی به خوبی درخشید. شرکت سازنده این بازی بیشتر به دنبال ساخت یک عنوان کم نظیر بود و متاسفانه برخلاف دنیای امروزی، مسئله سودآوری اولویت زیادی در آن زمان نداشت.
9) بازی Far Cry

ایجاد شاخه برگ و یک اتمسفر جنگلی سالها برای بیشتر عناوین یک چالش تمام عیار بود و گاهی اوقات کاملا به صورت مسطح به نظر میرسیدند. بازی Far Cry در سال 2004 همه چیز را تغییر داد؛ زیرا این شوتر اول شخص Crytek در نمایش یک محیط جزیرهای با ظاهری ارگانیک عالی بود. باید از شرکت Crytek تشکر کنیم که اکنون بازیها با اتمسفر جذابتری پا به صحنه میگذراند و شاهد محیطهای زیباتری هستیم. کمپانی Crytek نیز این عنوان را با Crysis ادامه داد و تمام خلاقیت خودش را در بازی جدیدتری به نمایش گذاشت.
در زمان منتشر شدن این اثر بیشتر گیمرها به دنبال اثر اول شخصی بودند که جریانهای درگیری را همراه با جلوههای بصری جذابتتری ارائه دهد. عنوان فارکرای با اینکه در سال 2004 منتشر شد، ولی در حد و اندازه خودش بسیار توانست رضایت بازیکنان را جلب کند. فاکتورهای زیادی وجود دارند که به گیمرها کمک میکنند از روند گیم پلی و داستان این اثر لذت کافی را ببرند. مواردی مثل: نحوه طراحی مراحل و هوش مصنوعی بازی، جزئیات سلاحها، وسایل نقلیه، تنوع ماموریتهای فرعی و دیگر جزئیات بازی هر بازیکنی را ساعتهای زیادی درگیر روند گیم پلی بازی فارکرای میکرد.
شاید در آن سالها هوش مصنوعی آثار مورد توجه زیادی قرار نمیگرفت، اما در نسخه اول فارکرای اهمیت این موضوع را به خوبی درک میکنید. شاید در دیگر بازیها هوش مصوعی تاثیر زیادی در گیم پلی نداشته باشد، اما در عناوینی که سبک سوم شخص شوتر دارند، این امر باید با دقت کامل پیش رود. دشمنان بازی باید در زمان مناسب متوجه درگیریها و حضور شما در منطقه شوند، در غیر اینصورت گیم پلی بازی از نظر ساختاری اشکالات فراوانی به همراه خواهد داشت.
10) بازی Unreal

این روزها همه بازیها از موتور Unreal استفاده میکنند، اما عنوان Unreal این انجین را برای پروژههای مختلف معرفی کرد. اولین موتور Unreal که توسط Tim Sweeney توسعه داده شد که براساس رندر نرم افزاری بود. بیشتر آثار صنعت گیم از گرافیک سه بعدی برای ارائه گیم پلی خودشان استفاده میکردند. زمانی که عنوان Quake انقلابی را در کارتهای گرافیکی به پا کرد، شاهد تولد موتور جدید Unreal نیز بودیم.
سبک هنری عجیب و غریب و تاریک آن عالی به نظر میرسید و محیط و اتمسفر بازی حال و هوای راهروهای تنگ و تاریک عنوان Quake را دارد. این بازی از رنگ بندی 16 بیتی برای جلوههای بصری خودش استفاده میکند و نورپردازی و حجمهای گرافیکی را به شکل جالبی به نمایش میگذارد و در سال 1998 ارائه شدن چنین اثری تا حدودی دور از ذهن میآمد، ولی این عنوان یکی از گرافیکیترین آثار زمان خودش به حساب میآید.
11) بازی Donkey Kong Country

با اینکه کنسول سوپر نینتندو با تاخیر زیادی عرضه گردید، ولی بازی Donkey Kong Country گرافیک شگفتانگیزی روی این کنسول به نمایش گذاشت. طراح Rare تصمیم گرفته بود از گرافیکهای از پیش رندر شده را برای بازی استفاده کند و راهی برای فشردهسازی sprites پیدا کرده بود. این فرآیند کمک کرد تا بهترین sprites از پیش رندر شده را تا به حال تجربه کنیم. باید گفت Donkey Kong Country بیشتر شبیه یک بازی پلی استیشن است تا یک بازی سوپر نینتندو، و همچنین یکی از بهترین پلتفرمرهای تمام دوران محسوب میشود.
توسعهدهنده Rare گرافیک سه بعدی را به کنسولی که به خاطر بازیهای دو بعدی معروف بود آورد و در نتیجه تبدیل به یکی از چشمگیرترین بازیهای SNES شد. گیم پلی بازی به این صورت است که شخصیت دانکی کونگ همراه با دوستانش به شش محیط متفاوت سفر میکند تا در نهایت با گروه Snowmads درگیر شود. در بین مراحل بازی باید سعی کنید از عهده حل پازلها به تنهایی یا با کمک دوستانتان برآیید. در نسخههای جدیدتر بازی با کاراکترهای جدیدتری مثل فانکی کونگ نیز آشنا خواهید شد که در حالت آسان نیز قفل آن برای شما باز میشود.
12) بازی Red Dead Redemption 2

در سال 2018 این عنوان تکرار نشدنی پا به عرصه صنعت گیم گذاشت و برخی از بازیکنان معتقدند که هنوز عنوانی بهتر از این بازی ویدئویی تولید نشده است. بازی Red Dead Redemption 2 برای مدت طولانی در حال توسعه بود و هزینه زیادی داشت، اما نتیجه یکی از جذابترین بازیها بود. اگر به غرب وحشی و محتوای وسترن علاقه دارید، مطمئن باشید که این بازی بهترین تصویر از یک محیط غرب وحشی را برای شما به نمایش میگذارد. توجه به جزئیات در بازی تقریباً تمامی ندارد و مردم هنوز جزئیات جدیدی را در گیم پلی این اثر پیدا میکنند.
عنوان Red Dead Redemption 2 یک بازی جهان باز است به این معنی که Rockstar باید همه چیز را به شکل عالی جلوه دهد. همه چیز باید به بهترین نحو ممکن طراحی شود و مشکلات فنی احتمالات به حداقلترین حالت خودشان برسند. این اثر به یادماندنی یک زندگی واقعگرایانه را روی صفحه نمایشگر به بازیکنان ارائه میداد و همه چیز به طرز جذابی با جریان زندگی واقعی همراستا بود. شاید یک تا دو دهه طول بکشد که گیم پلی و جریان داستانی بازی رو به قدیمی شدن برود. حالتهای احساسی و حس گرما و سرما را میتوانستید در شخصیت اصلی بازی ببینید و این موضوع اتفاق کوچکی نیست.
تیم راک استار معمولا عنوانی را منتشر میکند که تا سالها بتواند روی کیفیت و جذابیت این آثار مانور دهد. نسخه قبلی این اثر به تمام بازیکنان ثابت کرد که راک استار میتواند فراتر از مجموعه GTA برود و آثار با حس و حال متفاوتی را در اختیار گیمرهای دنیای جهان باز بگذارد. نسل هشتم صنعت گیم با وجود عنوان Red Dead Redemption 2 به اوج شکوفایی خودش رسید و تجربه بینظیری را به تمام هواداران کمپانی راک استار ارائه داد. تک تک کاراکترهای بازی عمق شخصیتی خودشان را دارند و برای هر کدام میتوانید یک کتاب داستان جداگانه بنویسید.
13) بازی Doom 3

هنگامی که اسکرین شاتهای بازی Doom 3 برای اولین بار در معرض دید عموم قرار گرفت، بسیاری از مردم نمیتوانستند آنچه را که میدیدند باور کنند. افکتهایی که جان کارمک (John Carmack) در موتور id Tech 4 گذاشته بود، در ایجاد جلوههای بصری وحشتناک بهطور کامل مورد استفاده قرار گرفت. در سال 2004 ارائه این اثر واقعا یک گام بزرگ در زمینه نور و سایه به حساب میآمد و با یک بازی انقلابی سرو کار داشتیم. با این حال بیشتر منتقدان دوست نداشتند که این اثر نیز سرعت عناوینی مثل Doom 1 و 2 را داشته باشد.
ای بازی سالها بعد از تاریخ انتشار خودش محبوبیت پیدا کرد؛ زیرا گیمرها متوجه شدن که این عنوان چیزی بیشتر از یک بازی ترسناک سبک بقا است. با گذشت زمان این بازی هنوز گیم پلی فوقالعاده خودش را حفظ کرده و با پرش هر هیولا به سمت خودمان، ما نیز از ترس به هوا میپریدیم. نسخه سوم بازی Doom نسبت به سریهای گذشته خودش گرافیک بهینهتری را به نمایش میگذاشت و گیمرها شاهد صحنههای خشنتر و ترسناکتری بودند. زمانی که این عنوان عرضه شد، برای اینکه گرافیک بهتری را تجربه میکردید باید حتما بهترین سخت افزار موجود را در اختیار داشتید.
از این مجموعه نباید انتشار یک داستان قوی و عمیق را انتظار داشته باشید؛ زیرا این مجموعه از زمان تولد خودش تا به حال تنها بر گیم پلی هک اند اسلش تمرکز داشته است. این اثر حس خوبی را برای گیمرهایی به همراه داشت که خشونت را با بالاترین شکل ممکن دوست داشتند. شخصیت اصلی بازی یک سرباز است که وارد کره مریخ میشود و هیچ ماموریتی غیر از تکه تکه موجودات فضایی ندارد. در بخش فضاسازی بازی، تیم توسعهدهنده به زیباترین شکل ممکن کار کرده است و بی نقص بودن طراحی محیط کاملا به چشم میآید.
کلام آخر
با اینکه عناوین جدید از ساختار گرافیکی در سطح پیشرفتهای قرار گرفتهاند، اما باید راه جدیدتری را برای بیان جلوههای بصری متفاوتتر پیدا کنند. بیشتر آثار قدیمی با اینکه شاید در ده سال گذشته ساخته شدهاند، ولی گامهای خود را فراتر از پتانسیلهای تیم سازنده گذاشتهاند. در لیستی که برایتان حاضر کردیم بازیهای قدیمی و جدید در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و هرکدام ویژگیهای بصری فوقالعادهای دارند. در حال حاضر در عصری حضور داریم که بازی های گرافیکی زیادی روانه بازار شدند که میتوانند چشم هر بازیکنی را به خود جلب کنند. اما عناوین امروزی هنوز که هنوزه نتوانستند دوران طلایی و درخشان صنعت گیم را بازگردانند. در حال حاضر تعداد اندکی از عناوین هستند که به عنوان شاهکارهای نسل جدید به شمار میآيند. در حالی که در گذشته با اینکه گرافیک عناوین پایین بود، ولی داستان و گیم پلی بازی در اولویت اصلی سازندگان قرار داشت. با این حال نظر شما در رابطه با افزایش گرافیک بازیها چیست؟ گرافیکیترین بازیها از نظر شما چه عناوینی هستند؟ شما عزیزان میتوانید نظرات و تجربیات خودتان را با تیم پارسی گیم و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه