از زمان معرفی کنسول Wii، نینتندو راه متفاوتی را برای طراحی کنسولهایش به پیش گرفت. جدا از پیشرفتهای قابل توجه سخت افزاری، کنسولهای این کمپانی با تغییر شکلهای متفاوت و نوآورانهی بسیاری نیز نسبت به دیگر شرکتها رو به رو شدند. پس از Wii نوبت به کنسول دستی Wii U رسید. کنسولی که ابتدا با شعار ابداع ایدههای جدید معرفی شد. اما این خارج از بعد فکر کردن نینتندو برای موفقیت کارساز نبود. زیرساخت نامناسب، چه از نظر نرمافزاری و چه از نظر سختافزاری نهایتا منجر به بزرگترین شکست تجاری نینتندو در زمینه کنسولهای بازی شد. جدید ترین کنسول این شرکت ژاپنی یعنی Switch ادامهگر این طرز فکر جدید است. خوشبختانه پس از حدود یک هفته استفاده و بررسی این کنسول، باید بگویم بر خلاف Wii U، مشخصههای سخت افزاری نینتندو سوییچ دارای پتانسیل های بسیاری هستند که هر یک به نوبهی خود میتواند به عنوان عاملی برای موفقیت نینتندو ظاهر شود. اما وجه تمایز آن نسبت به دیگر رقبایش چیست؟ در ادامه با بررسی این کنسول همراه ما باشید.
محتویات داخل جعبهی نینتندو سوییچ
- کنسول Switch
- کابل HDMI
- آداپتور AC
- دو عدد کنترلر جویکان
- دو عدد بند جویکان
- شارژر جویکان
- پایهی نگهدارندهی Switch

به مانند گیمپد Wii U، سوییچ هم یک صفحه نمایش 6.2 اینچ تاچ اسکرین را به گیمر ارائه میدهد. اما شاید بارز ترین ویژگی این کنسول قابلیت هیبریدی آن است، به این منظور که Switch میتواند به اشکال مختلف ظاهر شود. در واقع نینتندو با ارائهی این کنسول دو بازار کنسول های خانگی و دستی را مورد هدف قرار داد. دکمهی خاموش/روشن، درگاهی برای قرار دادن و نصب Game card و دریچهی جریان هوا از مواردی هستند در قسمت بالایی کنسول مشاهده میشوند. در قسمت زیرین این کنسول نیز تنها یک پورت USB تایپ سی قرار دارد. در قسمت های کناری نیز دو ریل برای قرارگیری جویکان ها تدارک دیده شده است. در قسمت پشتی کنسول هم یک پایهی نگهدارنده قرار دارد که علاوه بر قابلیت های پیشفرض یک درگاه کارت حافظهی مایکرو اسدی تا ظرفیت دو ترابایت نیز بر روی آن تعبیه شده است.
طراحی کنترلر های جویکان کنسول به بهترین شکل ممکن صورت گرفته است، جای گیری کاملا مناسب دکمه ها به علاوهی وزن بسیار کم و رنگ بندی متنوع دقیقا همان چیزی را ارائه میهد که انتظارش را داشتیم. از طرفی دیگر ارگونومی این کنترلر ها در حالت ترکیبی، دقیقا مناسب ساختار دست طراحی شده است تا بهترین تجربهی ممکن را برای گیمر به ارمغان بیاورند.
جویکان های کوچک این کنسول علیرغم ظاهر کوچکشان از تکنولوژیهای بسیاری نیز بهره میبرند. در واقع جویکان های چپ و راست با اینکه از لحاظ ظاهری شباهت های بسیاری به یکدیگر دارند؛ از لحاظ عملکردی کاملا متفاوت از یکدیگر هستند. جویکان سمت راست علاوه بر دکمه های معمول دارای یک NFC و دوربین مادون قرمز است. این دوربین قابلیت های بسیاری را در بر میگیرد که هر یک به نوبهی خود میتواند به اشکال بسیار خلاقانهای مورد استفاده قرار گیرد. درون جعبه بازی نیز شاهد دو وسیلهی جانبی جداگانه بودیم که هر یک میتوانند قابلیتهای بسیاری را به کنسول اضافه کنند. علاوه بر این دو بند نگهدارنده جویکان برای کنسول تدارک دیده شده است که با اتصال به کنترلر ها مانع از افتادنشان میشوند. همانطور که از قبل گفتیم این کنسول دارای یک صفحه نمایش 6.2 اینچی است. قسمت تبلت شکل کنسول کوچک بوده و در حالت خارج از اتصال جویکان ها دارای ابعاد 5/1×9/9×17 سانتیمتر است. این ابعاد پس از اتصال جوی کان ها تا 54/2×4/10×8/23 سانتیمتر نیز میرسد.

صفحه نمایش کنسول به واسطهی روزلوشن 720p تعادل خوبی را بین کارایی دستگاه و کیفیت بازی ها ایجاد میکند. سوییچ بیشتر از آنچه انتظار داشتم قابل حمل است. کنسول با وجود اتصال جویکان ها به راحتی هر چه تمام تر داخل جیب یا کوله پشتی قرار میگیرد. از طرفی دیگر قابلیت جدا سازی جویکان ها این روند را بسیار ساده تر هم میکند. اما یکی از مهم ترین ویژگی های کنسول، وزن سبک در عین استحکام ایدهآلش است. این موضوع پس از آزمایش های بسیار به هیچ وجه از خود رنگ نباخت. از طرفی دیگر پس از ساعت ها استفاده از کنسول هیچ گاه احساس سنگینی نکردم. برای استفاده از کنسول در حالت خانگی، باید ابتدا آن را داخل داک مخصوص قرار دهید و سپس اتصالاش را به تلوزیون برقرار کنید. جنس داک از نوع پلاستیک سخت بوده و ابعاد آن 8/4×1/10×17 سانتی متر است. در سمت چپ داک دو عدد پورت USB تعبیه شده است که به ادعای نینتندو قابلیت اتصال لوازم جانبی بسیاری چون دانگل USB اترنت، فلشمموری و… در آنها وجود دارد. همچنین در قسمت پشتی داک دریچهای وجود دارد که با باز شدنش به گیمر اجازهی اتصال یک کابل HDMI و برق را به کنسول می دهد.
کنسول Switch به نسبت دیگر رقبایش از لحاظ سخت افزاری دارای مشخصههای فوقالعادهی بسیاری است. قلب تپنده سوییچ یک چیپ انویدیا تگرا با معماری ARM است. در واقع در این کنسول شاهد یک پردازندهی گرافیکی تبلتی فوقالعاده بودیم. این موضوع با توجه به ماهیت اصلی کنسول یعنی دستی بودنش کاملا مناسب است، اما در مقایسه با کنسولهای دیگر چون Ps4 یا Xbox One نمیتوان انتظار یک عملکرد فوقالعاده را از آن داشت. این رویکرد در بازی The Legend Of Zelda: Breath Of The Wild به وفور مشاهده میشود، برای مثال در طول بازی شاهد شکستگیهای بسیاری در تصویر سازیها و افت شدید فریم بودیم. به گفتهی نینتندو این کنسول قابلیت ارائه تصویر های 1080p در حالت داک را دارد، اما وقتی بازی Zelda را در این حالت بر روی کنسول اجرا کردیم شاهد ناکامی آن بودیم. این موضوع میتواند دلایل بسیاری داشته باشد، اما اصلی ترین آن نبود یک پردازندهی گرافیکی کارآمد است. البته منظور من از این حرف ها ناتوانی سوییچ در تصویر سازی های قوی نیست، بلکه با کمی دقت بیشتر و توجه به مشخصههای سختافزاری دستگاه میتوان عناصر گرافیکی فوقالعادهتری را طراحی کرد. با این حال انجام جدید ترین نسخهی Zelda یکی از بهترین تجربه های گیمینگ من در چند سال اخیر بود. به جرئت میتوانم ادعا کنم The Legend Of Zelda: Breath Of The Earth زیباترین گرافیک موجود در پردازندههای تبلتی را ارائه میدهد.
سوییچ از یک فن خنککنندهی کوچک بهره میبرد، خوشبختانه شاهد عملکرد مناسب این فن در شرایط مختلف بودیم، تا جایی که حتی در پیچیده ترین پردازش ها نیز کنسول به هیچ وجه با داغی مواجه نشد. در آزمایشی که به واسطهی دوربین گرمایی Flir بر روی میزان حرارت کنسول انجام دادیم، نهایت داغی دستگاه 39.2 درجه سلسیوس بود. این درجهی حرارت در حالت متصل به داک تا 1.41 درجه سلسیوس کاهش پیدا کرد. طراحی نسبتا کارآمد و مناسب کنسول نیز به این موضوع کمک شایانی کرده است. میزان مصرف برق کنسول نیز نسبت به دیگر رقبایش در سطح قابل قبولی قرار دارد. کنسول در حالت داک و خارج از اجرای بازی مصرف برق 8.7 واتی دارد. این میزان مصرف در حالت اجرای بازی تا 15 وات نیز افزایش پیدا میکند. با در نظر گرفتن مصرف 140 واتی پلیاستیشن 4 این میزان به شکل فوقالعاده ای مناسب به نظر میرسد.
فضای ذخیره سازی در نظر گرفته شده برای کنسول 32 گیگابایت است، که با احتصاب میزان اشغال سیستم عامل نهایتا 9.25 گیگابایت باقی میماند. این میزان فضا آنچنان که باید مناسب به نظر نمیرسد اما با وجود پشتیبانی کنسول از کارت حافظه SD تا حدود زیادی شاهد حل شدن این مشکل بودیم. هر چند نینتندو کارت حافظه های سرعت بالا را برای عملکرد هرچه بهتر کنسول پیشنهاد کرده است.
نینتندو سوییچ در زمینه صدا نیز عملکرد مناسبی داشت. در حالت داک شاهد پخش صدا ها با کیفیت بسیار عالی 1.5 کاناله بودیم. در حالت معمولی نیز وظیفهی پخش صدا ها بر عهده بلندگو های تعبیه شده در قسمت زیرین دستگاه است. پخش تمامی عناصر صوتی بازیها با کیفیت کاملا مناسب صورت میگیرد، اما از طرفی دیگر شاهد نقص بلندگو های اصلی در زمینهی حجم صدا بودیم، تا جایی که عملکرد دستگاه در بهترین حالت خود در مقابل موبایل هایی چون Nexus و P6 کم میآورد.
سوییچ از یک باتری قابل شارژ 4310 میلیآمپر لیتیومی بهره میبرد. طبق گفتهی نینتندو این کنسول در حد اقل میزان مصرف خود میتواند تا حدود 6 ساعت روشن بماند. طبق آزمایشات ما این میزان تا حدود بسیاری درست است. با 100 درصد شارژ و روشنایی 80 درصد صفحه نمایش توانستم به مدت سه ساعت و پنج دقیقه به انجام بازی Zelda بپردازدم. سرعت شارژ شدن این کنسول به طور کامل نیز در حالت عادی حدود دو ساعت است.
همچنین علاوه بر شارژر اصلی کنسول، میتوانید از شارژر موبایل USB-C نیز استفاده کنید. متاسفانه موفق به شارژ دستگاه با پاوربانک نشدیم. در حالی که پاور بانک مدل Kingston MobileLite Wireless G3 به کنسول متصل بود، شارژ کنسول از 55 درصد طی زمان 10 دقیقه کارکرد به 51 درصد رسید.
سیستم آماده به کار کنسول نیز به خوبی هر چه تمام تر کار شده است. پس از شارژ کامل دستگاه، سوییچ را از داک جدا کردم و به مدت 5 ساعت از آن استفاده نکردم، اما وقتی آن را روشن کردم در کمال تعجب دستگاه دارای 100 درصد شارژ بود!. وقتی دستگاه در حالت داک قرار داشت، برای روشن شدن از سیستم آماده به کار حدود 4 ثانیه زمان لازم بود. این میزان در حالت معمولی به دو ثانیه کاهش پیدا میکند. بهنظر میرسد طراحی کنسول به نحوی است که همواره در حالت آماده به کار باشد، و برای خاموش کردن آن به طور کامل میبایست کمی در منو ها جستجو کنید. روشن شدن دستگاه از حالت خاموشی کامل نیز نیازمند زمان 10 ثانیهای است. البته این میزان گاهی اوقات با افزایش رو به رو میشود، برای مثال هنگامی که من در حالت اجرای بازی Zelda کنسول را به طور کامل خاموش کردم، حدود 17 ثانیه زمان برد تا کنسول روشن شود. این موضوع میتواند دلایل بسیاری داشته باشد اما مهم ترین آن سیستم ذخیرهی دیتای سوییچ است. به این منظور که تمامی فعالیتهای انجام شده قبل از خاموشی کامل دستگاه در حافظهی پسزمینهی کنسول ذخیره میشوند. با در نظر گرفتن این موضوع، میزان زمان 17 ثانیهای جهت روشن شدن کنسول کاملا مناسب به نظر میرسد.

یکی از نقاط ضعف کنسول، نبود یک سیستم عامل پیشرفته است. در واقع سیستم عامل کنسول به جز چند امکان ابتدائی هیچ نکتهی قابل توجهی در خود ندارد. سیستم عامل دستگاه حتی از یک نرمافزار پخش ویدئو هم بهرهمند نیست! طبق گفتهی نینتندو نرمافزار استریم ویدئو طی آپدیت های پیش رو به کنسول اضافه خواهد شد، از طرفی دیگر فروشگاه آنلاین نینتندو هم با آپدیت روز اول کنسول فعال خواهد شد. در حال حاضر کنسول تنها به شما اجازهی انجام فعالیت های ساده چون تنظیم استیکهای کنترلر ها، اتصال به اینترنت، ذخیرهی عکس از محیط بازیها و… را میدهد.
رابط کاربری به شما اجازهی ایجاد حصاب کاربری نینتندو و Miis (آواتار های مخصوص کاربران نینتندو) را میدهد. همچنین تنظیمات مخصوص والدین بسیار پیشرفتهای در دستگاه وجود دارد که میتوانید به واسطهی آن ها سیستم کنسول را بر اساس شرایط گیمر محدود کنید.
سوییچ بهترین کنسول مشترک نینتندو و انویدیا تا به امروز است، کنسولی نوآور که بر خلاف Wii U وابسته به تلوزیون نیست، بلکه در همهی شرایط بهترین تجربهی ممکن را ارائه میدهد. این کنسول در حال حاضر کامل نیست اما به لطف نو آوری های فوق العاده اش تبدیل به یکی از برترین گزینه های موجود برای گیمر ها شده است. سوییچ ثابت کرد نینتندو هنوز هم نبض گیمر ها را در دست خود دارد! اما آیا خرید این کنسول معقول است؟ پاسخ این موضوع تا حدود بسیاری بستگی به زیرساخت های نرم افزاری نینتندو و رضایت گیمر ها دارد، اما بدون شک این شرکت زمینهی مورد نیاز را برای موفقیت در بازار کنسول ها پایه گذاری کرده است.
نویسنده: پوریا رستمی





دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 0 دیدگاه