تمام بازی های جهان باز که به صورت مجموعهای برای گیمرها ساخته شدهاند، تعداد کمی از نظر تأثیرگذاری و نفوذ فرهنگی به فرنچایز Grand Theft Auto نزدیک شدند. جی تی ای غول دنیای جهان باز محسوب میشود که سالهای زیادی است بر قله صنعت بازی حضور دارد. به همین خاطر استانداردهای این ژانر به واسطه این مجموعه تحول زیادی پیدا کرده است. این مجموعه بازیکنان را در شهرهایی متنوع غرق میکند که مملو از جرم، اتومبیل، تعقیبوگریز و البته شلیکهای بیامان هستند. همراه پارسی گیم با معرفی بازی های جهان باز که تلاش کردند از جی تی ای تقلید کنند، باشید.
بازی های جهان باز که استانداردهای صنعت گیم را تغییر دادند
با این حال، مسیر GTA هرگز بدون رقیب نمیماند و در ادامه توسعهدهندگان بسیاری تلاش کردهاند این تاج پادشاهی را از آن خود کنند. البته هر کدام از آنها برداشت متفاوتی را از اکتشاف شهری و اکشن ارائه میدهند. برخی از عناوین مسیر متفاوتی را در پیش گرفتند و جهانهایی ساختند که بر جریانی کاملا متفاوت از گیمپلی تکیه داشت. برخی دیگر اما مستقیما به سراغ فرمول موفق GTA رفتند، از آن الهام گرفتند یا حتی آن را تقلید کردند. البته این کار به امید درخشیدن محصولشان انجام شد، ولی هیچکدام نتوانستهاند از نظر موفقیت تجاری و جایگاه فرهنگی از مجموعه شاخص راکاستار پیشی بگیرند.
1) بازی Watch Dogs

در نگاه اول بازی Watch Dogs شبیه یک شورش علیه امپراطوری به نظر میرسد که نه با اسلحه و تعقیبوگریزهای دیوانهوار، بلکه با اطلاعات آغاز میشود. یوبیسافت با این بازی سراغ این ایده رفت که اگر دنیای مدرن را نه با مشت، بلکه با هککردن کنترل کنیم چه اتفاقی رخ میدهد. نتیجه این اثر به شاهکاری رسید که یک تجربه جاهطلبانه را در بین بازی های Open World ارائه میداد. داستان بازی در مورد شخصیتی به نام ایدن پیرس است که مردی سرد، درونگرا و زخمی به نظر میرسد. برخلاف قهرمانهای پرزرقوبرق بیشتر بازی های جهان باز، این کاراکتر را در دنیای سایهها میبینیم. روایت بازی سعی میکند دنیایی را نشان دهد که در آن همهچیز با هم ارتباط دارند. هک کردن سیستمهای مختلف در این بازی روند جالبی دارد و به راحتی میتوانید همه چیز را دستکاری کنید.
2) بازی MindsEye

بازی MindsEye تلاش میکند تا یک شوتر جهان باز مدرن در یک شهر فرو رفته زیر لایهای از تکنولوژی پیشرفته، با جرم، نظارت دائمی و کنترل سیستماتیک را به نمایش بکشد. بازی بازیکن را به دل جهانی میبرد که دوربینها همیشه روشناند، دادهها همهچیز را میدانند و آزادی، مفهومی شکننده و دائماً در معرض تهدید است. ساختار کلی بازی یک رویکرد سینمای دارد و همین دیدگاه بخش زیادی از بازی را متفاوتتر از دیگر بازی های جهان باز میکند. بخشهای داستانی بازی با جزئیات وصفناپذیری به تصور کشیده میشوند و به همین خاطر طوری در دل گیمپلی قرار گرفتهاند که داستان تنها از تماشایی بودن فاصله میگیرد. بنابراین قسمتهای روایی بازی نیز نقش مهمی را در شکلگیری تجربه بازیکنان ایفا میکنند و داستان بازی را وارد یک مسیر پر از جاسوسی و توطئه میکنند. این عنوان شما را وارد سفری میکند که حال و گذشته و آینده را به یکدیگر گره میزند.
3) بازی Sleeping Dogs

در میان بازی های Open World، بازی Sleeping Dogs عنوانی بود که خیلی بی سرو صدا آمد، ولی رد پررنگی از خودش به جا گذاشت. کافی است در خیابانهای خیس و نئونی شهر قدم بزنید تا بفهمید با تجربهای متفاوت روبهرو هستید. تجربه بازی بیشتر از اسلحه، روی مشت و هویت دوگانه تمرکز دارد. داستان بازی در مورد شخصی به نام وی شن است که نقش یک پلیس مخفی را بازی میکند. او حالا میان وظیفه و زندگی تازهای گیر میکند و یک راویت جدیتر و شخصیتر را ارائه میدهد. داستان بازی از شوخیهای سیاه و جنونآمیز فرنچایز GTA فاصله میگیرد و رویکرد تازهتری را برای گیمرها به نمایش میگذارد. خیانت، وفاداری، خانواده و قیمت واقعی قدرت، ستونهای اصلی داستان این اثر دوستداشتنی را تشکیل میدهند. هرچه جلوتر میروید، مرز میان پلیس بودن و جنایتکار شدن تاریکتر خواهد شد.
4) بازی Crackdown

اگر میخواهید یک عنوان جسورانه را در دنیای بازی های جهان باز را تجربه کنید، بازیCrackdown شما را در یک روایت عمیق و سینمایی غرق میکند. سازندگان این اثر تصمیم گرفتهاند تا قدرت را در خالصانهترین شکل ممکن به دست گیمرها بدهند. حالا خبری از داستان پیچیده و قهرمان خاکستری نیست و قانونگذاری کاملا به دست باندهای تبهکار افتاده است. شما باید محیط بازی را از هر جرمی پاکسازی کنید. جریان بازی براساس پیشرفت جلو میرود، یعنی هر چقدر که میدوید یا تیراندازی میکنید، کشندهتر از گذشته میشوید. این رویکرد که در ابتدا شهر را به عنوان یک تهدید نشان میدهد، به مرور زمان همان را تبدیل به یک زمین بازی میکند. حالا دیگر تمام پشت بامها مانعی برای پیشروی نیستند، بلکه راهی برای سریعتر رسیدن به مقصد هستند.
5) بازی Saints Row

بازی Saints Row کار خودش را به عنوان یک سندباکس جنایی خیابانی آغاز کرد و بازیکنان را به ماموریتهای آشفته میبرد. این ماموریتها الهامات زیادی از دنیای GTA گرفته بودند و جهانی دیوانه و پر از خرابکاری را به نمایش میگذاشتند. ساختار کلی بازی خیلی ساده به نظر میرسید، تصرف محلهها، افزایش نفوذ و از میدان به در کردن هر رقیبی که پا را از حدش فراتر میگذاشت. با این حال این عنوان پای خودش را فراتر از یک جریان داستانی اکشن میگذاشت و یک طنز اغراقآمیز را به گیمرها ارائه میداد. همین طنز ساده موتور گیمپلی را روشن نگه میداشت و روایت را جذابتر از همیشه پیش میبرد. اگرچه این مجموعه هرگز به سلطه فرهنگی GTA نرسید، اما توانست یک رویکرد دوستداشتنیتر از فرنچایز جیتیای ارائه دهد.
6) بازی Mafia

این بازی به یادماندنی در اصلی پاسخ 2K به GTA بود. این پاسخ قصد داشت بهجای آشوب مدرن و دیوانگیهای امروزی، سراغ یک درام جنایی کلاسیک با روایتی عمیقتر برود. داستان بازی در دهه 1930 جریان دارد و حالوهوای قدیمی آن در همهچیز دیده میشود. در طراحی شهر و لباسها و دیالوگهای مافیایی به خوبی بوی کهنگی را احساسا میکنیم؛ انگار مستقیما به دل فیلمهای مافیایی نگاه میکنیم. گیمرها کار خودشان را به عنوان یک عضو دونپایه مافیا شروع می کنند، اما خیلی زود با خشونت حسابشده و بازیهای پشتپرده، پلههای قدرت را یکییکی بالا میروند و در دنیای زیرزمینی برای خودشان اعتبار و وفاداری میسازند. تمرکز روی بخش تاریخی تحسین زیادی از طرف طرفداران ژانر جهانباز بهدنبال داشت، اما از نظر وسعت و آزادی عمل، هرگز نتوانست به جاهطلبیهای GTA برسد.
7) بازی True Crime: Streets of LA

به عنوان یک رقیب جدی برای سری جیتیای در مورد بازی True Crime: Streets of LA صحبتهای فراوانی میشد. این اثر خیلی سعی داشت تلاشهای استودیو راکاستار را به چالش بکشد. بازی سعی دارد ترکیبی از رانندگی، تیراندازی و مبارزات تنبهتن را در بازسازی نسبتا دقیق و پرجزئیات از شهر لسآنجلس را ارائه دهد. شخصیت اصلی داستان نیک کانگ نام دارد که یک کارگاه خشن و سرسخت است. قهرمان بازی مرز میان قانون و بیپروایی را بارها زیر پا میگذارد و با تعقیبوگریزهای انفجاری و درگیریهای سینمایی، به جان باندهای جنایتکار میافتد. در جریان بخش روایی با شاخههای متعددی روبرو خواهیم شد که به بازی هویتی خاص و متفاوت برای زمان خودش میدادند. هرچند True Crime هرگز به جذابیت و ظرافت آثار راکاستار نرسید، اما در زمان عرضه توانست مخاطبان قابلتوجهی را جذب کند.
8) بازی True Crime: New York City

در بین بازی های Open World این اثر دوستداشتنی در واقع دنبالهای برای بازی True Crime: Streets of LA محسوب میشد. حالا این عنوان قصد داشت همان فرمول موفق را در مقیاس بزرگتر و در شهری متفاوت تکرار کند. این بار بازی بازیکن را به قلب شهر نیویورک میبرد، این شهر شلوغ، پر از باندهای جنایتکار، مناطق مختلف و ماموریتهای متنوع از تعقیبوگریزهای دیوانهوار تا تیراندازیهای سینمایی را شامل میشدند. از نظر گیمپلی، بازی New York City وسعت بیشتری نسبت به نسخهی قبلی دارد و آزادی عمل بیشتری در حرکت، رانندگی و تعامل با محیط ارائه میدهد. با این حال، وسعت بزرگ شهر و مأموریتهای متنوع، مشکلات فنی و باگهای بیشتری را هم به همراه داشت که تجربه بازی را گاهی مختل میکرد. روایت بازی به بازیکنان اجازه میداد تا تصمیمات مختلفی داشته باشد و مسیرهای متفاوتی را طی کند.
9) بازی The Getaway

سونی با ساخت این اثر تلاش کرد تا نگاه خشنتر و سینماییتری به ژانر جهانباز جنایی داشته باشد. این اثر به یادماندنی لندن اوایل دهه 2000 را به خوبی بازسازی میکند و دو داستان درهمتنیده را ارائه میدهد. شما با یک گانگستر روبرو خواهید شد که به دنبال انتقام گرفتن است. در بخش دیگر با پلیسی مواجه خواهیم شد که به هر نحوی میخواهد این گانگستر را دستگیر کند. تمام بخشهای روایی بازی از طریق ماموریتهای دقیق و درگیریهای واقعی با سلاح گرم روایت میشوند. بازی بهجای استفاده از HUD سنتی، روی نشانههای بصری تکیه میکند. شاید سطح آزادی عمل به اندازه بازیهایی مانند GTA نباشد، اما حتی پس از گذشت 20 سال، یکی از بهترین بازسازیهای شهر لندن در قالب مجازی به شمار میآید. تمرکز روی روایت سینمایی و واقعگرایی باعث شد بازی یک تجربه متفاوت و تازه در ژانر جهانباز باشد. برای کسانی که به داستانهای جنایی جدی، تعقیبوگریزهای واقعگرایانه و فضاسازی دقیق شهری علاقه دارند، عنوان The Getaway همچنان میتواند برای آنها یک تجربه خاطرهانگیز باشد.
10) بازی Scarface: The World Is Yours

شما در نقش تونی مونتانا شخصیت معروف فیلم قرار میگیرید و تجربهای جهانباز با الهام از GTA را تجربه میکنید. داستان بازی پس از پایان فیلم جریان دارد و بازیکن باید امپراتوری مواد مخدر تونی را دوباره بسازد، مناطق مختلف شهر را تحت کنترل خود درآورد و با رقبای جنایتکار مقابله کند. گیم پلی بازی حول محور رانندگی، تیراندازی و مدیریت امپراتوری میچرخد. حالا به عنوان یک پدرخوانده باید ساختمانها، کارخانهها و باندهای خود را کنترل کنید، پول به دست بیاورید و قدرتتان را در شهر افزایش دهید. فضای بازی از فیلم مرتبط با خودش الهام میگیرد و مملو از خشونت، افراط و زندگی پرزرقوبرق دنیای تونی مونتانا است. این بازی برای کسانی که دوست دارند آزادی عمل گسترده، اکشن زیاد و داستانی جنایی با حس و حال فیلم کلاسیک را تجربه کنند، گزینهای جذاب و سرگرمکننده محسوب میشود.
11) بازی Mafia II

نسخه دوم بازی مافیا دنباله داستان نسخه گذشته خودش را ادامه میدهد و تمرکز خود را بر روایت داستانی عمیق و شخصیتپردازی دقیق قرار میدهد. بازی در دههی 1940 و 1950 جریان دارد و بازیکنان در نقش ویتو اسکالتا، که یک جوان اهل سیسیل است، قرار میدهد. او قصد دارد جایگاه خودش را در دنیای مافیایی شهر Empire Bay به دست آورد. تمام ماموریتها این عنوان یک جریان سینمایی را به نمایش میگذارند و اکثر سرقتها، تعقیبوگریزها، درگیریهای خشونتآمیز با رقبا حس اکشن کلاسیک جذابی را تداعی میکنند. گیم پلی بازی نیز ترکیبی از رانندگی، تیراندازی و مبارزات تنبهتن را به گیمرها ارائه میدهد، ولی برخلاف مجموعههای جی تی ای با آزادی عمل کمتری روبرو هستیم. تمرکز توسعهدهندگان بیشتر روی بخش روایی و ماموریتهای مرتبط با داستان دیده میشود. تصمیمات بازیکنان میتوانند تاثرات محدودی روی روند کلی داشته باشند، اما همین تمرکز باعث شده تا تجربهای عمیقتر و سینماییتری شکل بگیرد.
کلام آخر
در نهایت، بازی های جهان باز بیش از هر سبک دیگری نشان میدهند که بازیهای ویدیویی میتوانند آزادانه، پویا و انسانی باشند. این آثار بازیکنان را نه به سمت خطی از پیشتعیینشده بلکه به دنیایی زنده و فراتر از روایت مستقیم میبرند. جایی که انتخابها معنا پیدا میکنند، اکتشافات ارزشمند میشوند و تجربهی شخصی هر بازیکن منحصربهفرد خواهد شد. دنیای بازی های Open World دیگر فقط نقشهای وسیع نیستند؛ بلکه زیستبومی پویا با موجودات جالب، تمدنها، داستانهای فرعی و رویدادهای تصادفی است که همگی دست به دست هم میدهند تا بازیکن را در فرایند کشف، تجربه و خلق داستان شخصی خود قرار دهند. این بازیها به ما یادآور میشوند که آزادی انتخاب، حس کنجکاوی، و تعامل با جهان، لذتی فراتر از اتمام یک مرحله یا رسیدن به پایان داستان ایجاد میکند. هر گوشه، هر راز، هر NPC و هر چالش کوچک یا بزرگ، بخشی از تجربهای است که به بازیکن تعلق دارد. تجربهای که میتواند از واقعیت فاصله بگیرد و در عین حال بازتابی از آن باشد.
سوالات متداول در رابطه با این محتوا
دیدگاه کاربران
تعداد دیدگاه کاربران: 6 دیدگاهعلی
خب هرچی گیم open world وجود داشته باشه از جی تی ای تقلید کرده ؟ اگه اینجوریه پس سی اس گو از کالاف تقلید کرده چون توش گان وجود داره…
دکتر در پاسخ به علی
زمانیکه کانتر و و هفلایف بودن کالاف کجا بود ؟!قبل از نظر دادن یه تحقیقی بکن سال ۲۰۰۰نسخه مستقل کانتر منتشر شد در حالی که سال ۲۰۰۳تازه کالاف اومد
سلطان ارز
مافیا کپی نیست چون خیلی چیزا داره که تو gtavi تازه میخواد بیاد مثل جریمه شناسایی پلاک و لباس حتی بعد از رفتن ستاره ها
کینگ
مقاله خوب و کاملی بود
اَبی
حالا Gta از کی کپی کرده؟؟؟ اره درست گفتی (درایور)😂
Ali در پاسخ به اَبی
جی تی ای قبل درایور اومده